اشتراک گذاری
ورود منتفدین
مناظره

مناظره "تفاوت نقد و ریویو"



پی دی اف این میزگرد را در کانال نقدزی بخوانید: 

اینجا کلیک کنید


____________________________________

مناظره "تفاوت نقد و ریویو"

در گروه نقدزی، 14 خرداد 97 

با حضور: سوگند رادمهر، امید سبحانی و محمدعلی شمس


امید سبحانی: اصولا "ریویو" برای عامه مردم و "نقد" برای اهل سینماست.

سوگند رادمهر: یعنی نقد فقط برای اهل سینماست؟! 

محمدعلی شمس: مرز عامه ی مردم و اهل سینما را چطور تشخیص می دهید؟

سبحانی: به نظر بنده جایگاه ریویو در بین عامه مردم در یک دهه اخیر از نقد مهم تر شده است؛ هرکس هم بگوید که نقد برای مخاطب عام است در فضای 50 سال پیش سِیر می کند.

رادمهر: پس چه کسی مخاطب نقد است؟

سبحانی: ببینید مخاطب عام دنبال ریویو می رود تا بتواند برای انتخاب و تماشای فیلم تصمیم بهتری بگیرد. اصلا می دانید ریویو چیست؟

شمس: اگر مخاطب نقد، عامه ی مردم نیستند پس چرا نقدها منتشر می شوند؟ 

سبحانی: مخاطب که دارد، اما مخاطب خاص یعنی امثال من و شما. 

شمس: فرق ما با عامه ی مردم چیست؟ 

رادمهر: چیزی به عنوان مخاطب خاص وجود ندارد؛ نقد با مردم طرف است حال چه "ضدیادداشت" باشد چه ریویو یا هر چیز دیگر. نقد برای مردم است و نخواندن نقد جز تنبلی فرد چیز دیگری را نمی رساند.

سبحانی: ببینید خاص به معنی مشخصی وجود ندارد؛ هر کسی می تواند خاص باشد. اما اگر در استفاده از این واژه مسامحه به خرج دهیم، باید گفت که خاص از همین جمعیت عامه مردم در می آید؛ خواص افرادی هستند که تمرکز می کنند روی مسائل، برخلاف توده ی مردم. من و شما روی سینما تمرکز می کنیم در مقابل توده مردم بی خیالی که نسبت به دانش سینمایی حساسیتی ندارند.

شمس: بسیار خب. من هم برای پیشبرد بحث موقتاً این تعریف از خاص را می پذیرم. آیا شما معتقدید که منتقد موقع نوشتن نقد، به مخاطب خاص فکر می کند و ریویونویس به مخاطب عام؟

سبحانی: من چنین چیزی نگفتم.

شمس: پس لطفاً درک من از حرف خودتان را اصلاح کنید. شما چه می گویید؟

سبحانی: ببینید وقتی شما به سایت منتقدین معروف مثلا "اندروساریس" می روید، اول با یک پاراگراف ریویو مواجه می شوید، بعد این امکان را دارید که با یک کلیک به ادامه مطلب رفته و متن کامل را بخوانید. مخاطب آن مقدمه ی اول، مخاطب عام است و مخاطب متن کامل، مخاطب خاص.

شمس: یعنی می گویید ریویو چیزی نیست جز مقدمه ی نقد؟

سبحانی: ریویو توضیح بدیهیاتی است که برای ورود به نقدفیلم ذکرشان الزامیست. مثلا می خواهم در نقدم تخصصی تر از دلایل خوب نبودن بازی ها بگویم؛ در ریویو فقط می نویسم بازی ها خوب نیست و شما که نیاز دارید بدانید چرا خوب نیست، وارد ادامه ی نقد می شوید.

شمس: اگر متنی در همین مقدمه بماند و ادامه ندهد، اسمش چیست؟ 

سبحانی: اسمش هرچه هست، ریویو نیست.

شمس: پس اسمش چیست؟

سبحانی: اصلًا بیایید روی معنی ریویو دقیق شویم. ریویو یعنی چه؟ ویو یعنی چه؟ شما هم که زبان شناسی خوانده اید و هم ترجمه می کنید بفرمایید ببینیم که معنی این واژه ها چیست؟

شمس: ریویو به معنای بازبینی یا مرور است؛ البته معنای واژه ها را نمی توان لزوماً در ظاهر یا ریشه شان جستجو کرد. مهم، معنای مصطلح و کارکردی واژه هاست.

رادمهر: کارکرد ریویو چیست؟ اعلام موضع منتقد یا صرفاً تشویق مخاطب به تماشای فیلم؟

سبحانی: تشویق به تماشا هم ذیل همان اعلام موضع قرار می گیرد.

شمس: جناب سبحانی! وقتی شما می گویید ریویو مقدمه ی نقد است، آیا غیر از این است که این دو را موجودیت هایی مجزا و متفاوت قلمداد می کنید؟

سبحانی: ببینید واژه ی ریویو از فضای مجازی آمده به ویژه از توییتر و جاهایی که بحث ها سرتیتر دارند. نه فقط در هنر، در همه جا از جمله سایت های ورزشی. به طور مثال مقاله ای درباره ی جان لوئیجی بوفون وجود دارد؛ حال نمایش پاراگراف ابتدایی مقاله حکم ریویو را دارد و کلیت مباحث درون مقاله را به من مخاطب می دهد تا اگر مایل بودم ادامه اش را هم دنبال کنم.

شمس: من کاری به روند پیدایش واژه ندارم. مهم این است که الان در ذهن من و شما این واژه چه معنایی دارد. نگاهی به جمله ی خودتان بیاندازید. وقتی می گویید الف مقدمه ی ب است، آیا الف و ب را جدا نکرده اید؟

سبحانی: الف مقدمه ی ب نیست؛ چکیده ی آن است.

شمس: این که گفتید دقیقاً تعریف پاراگراف Lead است در ژورنالیسم. اگر ریویو همان پاراگراف اول و خلاصه ی نقد کامل باشد، پس ملزم می شود که فردیت منتقد هم در ریویو منعکس شده باشد. قبول دارید؟

سبحانی: بله؛ دقیقاً حرفم همین است که فردیت و اعلام موضع باید در ریویو دیده شود.

شمس: بگذارید دوباره گفتگو را مرور کنیم تا نقطه ی اختلاف بین ما روشن شود. موافقید؟

سبحانی: من با شما اختلافی ندارم چون شما اصلا موضعی ندارید!

شمس: ادعای ما این است  در واکنش به یک فیلم حداقل دو نوع متن داریم: 1) ریویو که فقط مرور ناقص فیلم است برای معرفی و ترغیب به تماشا؛ و 2) نقد که اساساً مواجهه ی فردیت منتقد است با فیلم و به ناچار شامل مقدار کمی ریویو نیز هست. در مقابل ادعای شما این است که ریویو چیزی نیست جز خلاصه ی نقد؛ و می گویید فردیت منتقد هم در هر دو هست. تا اینجا درست است؟

سبحانی: من بین این دو ادعا هیچ اختلافی نمی بینم. چرا فکر می کنید مقابل هم هستند؟

شمس: متوجه نمی شوم. شما چطور می توانید هم ادعای ما را قبول کنید و هم فرق ریویو و نقد را انکار کنید؟! 

سبحانی: من که از همان اول گفتم که ریویو برای مخاطب عام است. شما که حرفی جز این نمی زنید. چه اختلافی؟

رادمهر: جناب سبحانی! محل اختلاف همین است که ما تقسیم مخاطب به عام و خاص را قبول نداریم.

شمس: برگشتیم به خانه ی اول؛ خب. شما می گویید که نقد اساساً برای مخاطب خاص است. این طور نیست؟ 

سبحانی: نه صرفاً. این قدر خط کشی دقیق نباید کرد. نقد هم می تواند مخاطب عام داشته باشد.

رادمهر: ولی این با حرفی که چند دقیقه پیش زدید به وضوح تناقض دارد!

سبحانی: خب من نمی دانستم شما می آیید و از حرف من نتیجه می گیرید که: "پس مخاطب خاص حق ریویو خواندن ندارد و مخاطب عام نباید نقد بخواند"؛ من اصلا حرفم این نیست. من تلاش می کنم معنی کلی این واژه ها را در تعریف عامه بگویم. وقتی می گویم مخاطب نقد در دنیای امروز مخاطب خاص سینماست، منظورم این است که در یک مقیاس وسیع، مخاطب نقد خواص هستند و عامه ی مردم نقدخوان نیستند مگر اینکه یک فیلم روی آن ها کار کرده باشد.

رادمهر: من در تعریف ریویو با شما مشکلی ندارم. ولی نمی توانم بپذیرم که مخاطب را به عام و خاص تقسیم کنید. این از شما بعید است که بگویید ریویو برای عوام است و نقد برای خواص. آخر این چه حرفی ست؟

سبحانی: اگر بخواهیم دقیق تر باشیم، باید گفت که خواص و عوام همه جا هستند. مثلا من نمی توانم به طور تخصصی درباره تعمیر موتور ولوو حرف بزنم و دیگری می تواند. اینجا من از عوام هستم و او از خواص.

رادمهر: مخاطب می تواند تنبل نباشد و موضوع را دنبال کند؛ به ویژه در روزگار فعلی که هرکسی برای خودش یک منتقد است. این را از توییت ها هم می توان دریافت. ببینید در همین فضای مجازی چقدر دامنه ی نقد وسعت پیدا کرده و چقدر مسائل سینما جدی شذه ... همان طور که تیم ملی فوتبال مهم است؛ دنبال کننده های فوتبال و سینما همیشه عموم مردم بوده و هستند.

شمس: نقد را نوعی تخصصی حرف زدن می دانید؟

رادمهر: خیر. نقد در دل زندگی همه ما هست، حتی در کوچک ترین مسائل؛ به عنوان مثال می گوییم: "مادر! غذا رو اینبار خوب نپختی." این خودش یک نقد است.

شمس: و در ریویو می گوییم: "نام این غذا قورمه سبزی ست و مادرم آن را پخته. این غذا از سبزی و ... تشکیل شده است." به نظرم چون آقای سبحانی سعی کردند فرق ریویو و نقد را با جدا کردن مخاطب این دو توضیح دهند، به مشکل خط کشی برخوردیم که نه ایشان به آن معتقد هستند نه ما. خط کشی درست بین نقد و ریویو به ماهیت خود متن برمی گردد نه مخاطب آن. نظرتان چیست آقای سبحانی؟

سبحانی: این یک بحث دیگر است؛ من اگر بخواهم بگویم نقد چیست که فقط اندازه انگشتان دو دست می توانم نقد پیدا کنم به معنی دقیق کلمه؛ اما باز هم نقد یک تعریف فراگیر دارد... ببینید تشخیص ریویو و نقد را می توانیم مَنوط به اندازه و حجم مباحث بدانیم؛ ریویو کوتاه است و توضیح بدیهیات؛ نقد اما اگر بخواهد بگوید یک فیلم خوب است باید ما را خوب شیرفهم کند که چرا خوب است (یا بد) و باید این کار را با ارائه ی توضیحات کامل و ذکر استدلال های هنری و سینمایی انجام دهد.

شمس: اجازه دهید جمع بندی خودم را عرض کنم: ما فارسی زبان ها، حداقل نقدزی ها، دو واژه داریم با معانی متفاوت اما مرتبط. صرف نظر از مخاطبی که نویسنده در ذهن داشته، متن را می خوانیم. اگر فقط توضیح اثر باشد و رنگی از شخصیت، ذهنیت، سواد، موضع، فردیت و سلیقه ی نویسنده در آن نباشد، اسمش را می گذاریم ریویو؛ اما اگر این ها را داشته باشد، می گوییم نقد است. نقد کامل بدون ریویو تقریبا ممکن نیست. ریویو می تواند در ابتدای نقد یا لابلای نقد به کار برود اما نه لزوما؛ حتی یک تک جمله می تواند حاوی نقد یا ریویو یا ترکیبشان باشد. وجود نقد در یک متن، مفهومی مندرج ست؛ یعنی ممکن است بعد از یک صفحه ریویو، یک جمله نقد ببینیم؛ ما چنین متنی را هنوز ریویو می دانیم. نقد اصیل و مطلوب وقتی شکل می گیرد که شالوده و روح متن بر اساس نقد (مواجهه فردیت منتقد با اثر) باشد و از ریویو استفاده حداقلی بشود آن هم در حد نیاز. نقد می تواند (نه لزوماً) از زبان تخصصی استفاده کند به شرطی که همین اصطلاحات را بتواند توضیح برای مخاطب عام بدهد. سنگر گرفتن نویسنده پشت اصطلاحات خاص آن هم بدون بسط دادنشان نقطه ی ضعف است نه قدرت. مرزکشی بین مخاطب ها نه ممکن است نه مطلوب. هرکسی حرف منتقد را بفهمد، مخاطب نقد است و منتقد موظف است حرفش را طوری بزند که همه بفهمند. در پایان ذکر دو نکته را الزامی می دانم: 1) این جمع بندی فقط متعلق به شخص من نیست؛ حاصل گفتگو با شما دو همگروهی محترم است؛ پس اگر جایی خطا گفتم لطفاً اصلاح کنید؛ و 2) هنوز مطمئن نیستم این مرزبندی ما در انگلیسی چقدر موضوعیت دارد و اگر دارد، با چه واژه هایی.. باید بیشتر مطالعه کنیم. 

رادمهر: آقای سبحانی نظر شما راجع به این جمع بندی چیست؟ 

سبحانی: خوب است؛ مشکلی با این جمع بندی ندارم؛ اصلا ما تفاوتی در موضع مان نبود، ولی شما دو مشکل داشتید: یکی این که فکر کردید من برای جدا کردن عام و خاص، مرزبندی مشخصی دارم درحالیکه من گفتم عام و خاص در همه آدم ها هست و این درصد خاص بودن یک مسئله برای ماست که تعیین کننده است. اختلاف دوم هم "نقد چیست؟" بود که اساساً مسأله ای جداست؛ برای اجتناب از طولانی شدن بحث، ترجیح می دهم فعلا همین جا مناظره را خاتمه بدهیم.

پایان مناظره در گروه نقدزی





برو بالا
0px
منتقدین