اشتراک گذاری
ورود منتفدین

جشن دلتنگی / پوریا آذربایجانی / تحلیل پوستر و نقد فیلم

جشن دلتنگی (پوریا آذربایجانی)

عوامل فیلم: کارگردان: پوریا آذربایجانی / تهیه‌کننده: سیدعلی قائم مقامی/ نویسنده فیلمنامه: پوریا آذربایجانی و مونا سرتوه / مدیرفیلمبرداری: علیرضا زرین‌دست / طراح چهره‌پردازی: مهرداد میرکیانی / صدابردار: آرش برومند/ تدوینگر: خشایار موحدیان/ آهنگساز: فردین خلعتبری

بازیگرانبابک حمیدیان, مینا ساداتی, محسن کیایی, بهنام تشکر, پانته آ پناهی ها, ساغر قناعت, امید روحانی, عرفان ناصری, علی دهبان, ندا عقیقی, پریوش نظریه, روزبه فدوی

خلاصه فیلم: واینک از تنهایی انسان معاصر. جهان، مردی 32 ساله که سودای شهرت دارد. افسانه و رضا در میانسالی مشکلات تازه ای تجربه می کنند. کاوه و لاله در انتظار تولد اولین فرزندشان هستند و سارا، دختر جوانی است که تصمیم دارد با هویت جدیدی به زندگی خود ادامه دهد.


                         نقد پوستر _ 'سیاوش محصصی'

  "نو کامنت!" 

 برخلاف ظاهر غلط اندازش نه تنها یک پوستر نیست که تبلیغاتی فجیع و به شدت تجاری در راستای سواستفاده از دغدغه و روزمرگی یک ملت است، دم دستی بودنش را از  نداشتن ایده برای هرگونه پرداخت دارد. استوری هایی که هرگز بازنخواهند شد و اکسپلور را می توان ترجیح داد بلکه چیز بهتری پیدا کرد. با زبان خودش باید جوابش را داد؛ نو کامنت..!


                         نقد فیلم _ سید محسن باقری

  "مجازی زیر ذره بین حقیقت"

سه اپیزود از معضل روز ... فضای مجازی و دلتنگی های بیرونی و درونی 

30 دقیقه ابتدایی فیلم (شناخت از کاراکترهابد، خسته کننده و ملال آور است. اما با آغاز درام و شروع اولین تغییر و تحول شخصیت ها، فیلم راه می افتد. کمی سرگرم می کند. 

این فیلم داعیه آسیب شناسی دارد و این تحلیل صرفا قصد دارد به میزان این موفقیت بپردازد. 

اپیزود اول سرپاست. سِلِبریتی مجازی و روندی که اتفاق می افتد، به خوبی می تواند، یکی از آسیب ها را بسازد، اما در پرداخت "این همانی" می کند. یعنی مخاطب را به بیرون ارجاع می دهد و نمی تواند به راهگشایی برسد. آسیب را "عقده" معرفی می کند. 

  دیالوگ معترضانه "محسن کیایی" خطاب به مردم: "پست خبر مرگ من  یک میلیون لایک میخوره و کامنت به دّرّک مینویسین". عقده هایی که برای مخاطب فقط در دیالوگ می آید و مخاطب برای درک بیشتر آن باید به جامعه رجوع کنذ.  این نشان می دهد که این اپیزود پرداخت ناموفقی دارد. 

شخصیت دختر در این اپیزود افسرده ای معلول است که همین افسردگی آسیب شناسی دوم اثر است. دومین دسته ای که به فضای مجازی (اینستاگرامروی می آورند. منتها افسردگی این شخصیت تا به انتها مجهول می ماند و کنش و واکنش این شخصیت برای مخاطب همیشه یک علامت سوال با خودش دارد و بی شک همذات پنداری تماشاگر با شخصیت دچار خلل می شود. 

اپیزود دوم مشکلات خانواده بهنام تشکر است. همسر او تجربیاتش را با مردم به اشتراک می گذارد و فالوورها با  لایک و کامنت بیش از پیش او را در اینستاگرام پاگیر می کننذ. با چیزی هم که در فیلم از آن سخنی نمی آید و کد به بیرون میدهد باید "این همانی" کرده حدس بزنیم گه اینستاگرام محفلی برای دل بستن نیست و همه چیز در سطحی ترین حالت برگزار می  شود. مکانی برای گذر از سرگرمی ها. از کیم کارداشیان تا تروفو و کریستیانو رونالدو - یکی پس از دیگری در کنار هم می آیند و لایک میشوند و بعدی ... 

پس سومین آسیب شناسی "اشتراک گذاری" روزمرگی ها و علاقه به ارتباط اجتماعی عنوان می کند... در صورتی که این تنها یک توهم "ارتباط اجتماعی" است و بی شک تقلبی ...  

دختر در این اپیزود: آینه تمام نمای مادر است، نمای پایانی او با مادرش روی مبل و غرق در گوشی، عینا قرینگی را تصویر می کند. منتها اینکه چرا از قبل به ما اطلاعاتی از هیچکدام نمی دهد جای درنگ دارد و آسیب شناسی را دچار خلل می کند.. مثلا چه چیزی قبل از اینستاگرامدر این خانه جاری بوده یا اینکه همسر و دختر و حتی مادر پیر این خانواده،  امروز سرشان گرماست، دیروز دقیقا چه بوده ؟ زن های این خانواده قبلا چه بوده که امروز نیستند؟ 

نگاه اولیه به این خانواده کاملا برای ما غیر معقول جلوه می کند. زن صبحانه ای بسیار شکیل روی میز می گذارد و شوهر که دیرش شده انگولک می کند و زن با تشر و دعوا او را از خوردن ِ منع می کند، آنهم برای یک دلیل مسخره. در نگاه اول فانتزی جلوه می کند. او میخواهد از غذا عکس بگیرد‌ و شوهر با غر روانه کار می کند. جالب اینجاست شب که خسته به خانه برمی گردد. زن با ظرف های بیشتری روی میز همچنان مشغول سلفی گرفتن و توشات است!! 

 غیر معقول است. مرد اظهار گرسنگی می کند. با لحنی عجیب می گوید نخوری ها! 

این غذاها از صبح زیر فلاش دوربین بوده! _ 

مریض میشی! 

می خوام بدم کلقت ببره! . 

این مضحکی آنقدر ادامه می یابد، تا به سورئال قناعت می کنیم!

 آنچنان که مرد گله دارد ما معضلی نمی بینیم. همه چیز شبیه به جوک است و باورپذیر نیست.  تقریبا این اپیزود هیچ کارکرد درستی در اثر به جای نمی گذارد. 

اپیزود سوم بابک حمیدیان و همسرش مینا ساداتی، پرداخت خوبی دارند. شخصیت خسته و عصبانی بابک و همسرش که  "سرگرمی" را وقتی که شوهر در عسلویه است، بهانه حضور مداوم در اینستاگرام می کند و واکنش های مناسب و اندازه بابک حمیدیان ما را با این خانواده همراه می سازد. آسیب شناسی از پسِ شخصیت پردازی و درام شکل می گیرد با  پرداخت نسبتا خوبی به مخاطب عرضه می شود. در این اپیزود آنقدر موفق است که راه حل این رهایی از این وضغیت را درون درام این اپیزود می سازد. اما کمی در تحول شخصیت زن به خصوص در بازی ناموفق است. راه حل با ایده داستانی جالب و پرداخت مینیمال همراه است. 

مرگ از رگ گردن به ما نزدیک تر است، بسیار راه حل درستی ست که با این پرداخت کمی شعاری می شود. پیشنهادش را ساده با بازی های خوب و به اندازه به مخاطب می گوید، منتها همسر بابک  و پذیرش استفاده کمتر از فضای مجازی ابدآ در بافت اثر تنیده نمی شود. دفعی است و قکر می کنم بازی ضعیف مینا ساداتی این مشکل را ایجاد می کند. 

تحلیل های دیگر بماند برای بعد..‌‌ 

تیتروار 

+ تدوین موازی بهترین فرم روایی بود که میشه برای این داستان در نظر گرفت.

+ اپیزود محسن کیایی بسیار شارپ و سرپاست. 

+ اپیزود بهنام تشکر آزار دهنده نیست، اما پاشنه آشبل فیلم است.

+ اپیزود سوم نقطه قوت اثر

+ ۳۰ دقیقه ابتدایی فیلم خسته کننده است و درام دیر آغاز میشه....‌‌ 


سکانس های به یاد ماندنی

۱_ نماها و قاب بندی عجیب سکانس اعتراض کیایی بالای ماشین و بازی کیایی.

۲- سکانس نگاه کیایی به دختر معلول زمانی که هزینه سفر محسن را بلافاصله و بی منت جور می کند.


شایسته کاندید یا سیمرغ 

۱_ تدوین (در حد کاندید} 

۲_ کارگردانی (با تخفیف در حد کاندید)

۳_ محسن کیایی (در حد کاندید)

۴_ صداگذاری (با تخفیف در حد کاندید)


ارزش گذاری منتقد: یک از پنج ستاره

اعتبارسنجی منتقد: ضعیف

نمره منتقد:  3/10






























از اینکه سایت ما را انتخاب نموده اید خوشحالیم .ما سعی نموده ایم در این سایت به بررسی و نقد فیلم های روز دنیا و سینمای ایران بپردازیم که شما عزیزان می توانید با ما در تماس باشید .



ستاره ها ملاک خوبی و بدی آثار نیست. فقط نقد است که فیلمها را ارزیابی می کند.

ارسال بررسی


برو بالا
0px
جشنواره فجر