اشتراک گذاری
ورود منتفدین
کندوکاو درباره جایگاه نقد و منتقد در تئاتر امروز ایران

منتقد : نویسندگان مختلف     (مشاهده پروفایل)



کندوکاو درباره جایگاه نقد و منتقد در تئاتر امروز ایران

نگران نباشید؛ منتقدان گاز نمی گیرند

✍🏻 مجید اصغری

 در این روزها که تئاتر ما شرم آورترین روزهای حیات خویش را تجربه می کند، صحبت به میان آوردن از نقش و جایگاه نقد و منتقد در فضای تئاتر بسی روح نواز و نویدبخش است. امیدوارمان می کند که هنوز هم می شود از کج روی ها و سست پنداری ها کناره گرفت و تغییری اساسی در نظامِ بی نظم و مرده ی تئاتر امروز پدید آورد. برای حقیر که به واسطه نقد با اقشار مختلف جامعه تئاتر به ویژه دانشجویان در ارتباط هستم، با پوست و گوشت و خون خود احساس می کنم تمام بی عدالتی ها و قساوت هایی که در حق این نسل جوان تئاتر ما صورت می گیرد. نسلی که رفته رفته به قهقرا می رود، نمایش هایش هر روز زردتر از دیروز می شود و آثارش زیر بار کوچک ترین مسئولیت ها کمر خم می کند. به واقع چه کسی مسئول این مصیبت است که شاید صدای واویلای عزایش در یک دهه دیگر دربیاید؛ آن زمان که این کسالتِ بیمارگونه ی عاری از ذوق و خلاقیت و آفرینش به بدنه تئاتر سرایت کُند که دیگر نه علاجی بر آن کارساز شود و نه طبیبی مسئولیتش را برعهده گیرد. نسلی که خسته است از نظام پوسیده ی آموزشی، از تبعیضات جنسیتی، از پشت صف ایستادن های طولانی برای دریافت سالن، از شهریه های بالا که خودش هم نمی داند در کجا مصرف می شود، از لابی های استاد شاگردی در جشنواره های پفکی، از نیمچه دکترها و اساتیدی که تنها افتخارشان فخرفروشی و ارائه مدرک فرنگستانی شان به این و آن است اما به اندازه ارزنی میزانسن نمی فهمند و شعور تئاتری ندارند. امروز نسل جوان و دانشجوی خلاق ما در کمال بی توجهی در حال دفن شدن است و چیزی که از آن می ماند جز بی حالی و بی انگیزگی نیست. صاحب عزای این مراسم نه اساتید و مدیران دانشگاه ها هستند و نه مسئولان ارشاد و اعضا محترم انجمن خانه تئاتر، بلکه مخاطب فهیم است که باید به پای هزاران نابلدی و ندانم کاری حَضرات بسوزد و باز هم مثل همیشه صبوری کرده و از چیزی شِکوه و گلایه نکند. با این حال "امید" تنها دارایی و سرمایه ی ماست. در این شرایط بُحرانی که بر کسی پوشیده نیست، منتقد اصیل و مستقل است که بذر امید در این برهوت خشک می کارد و خونی تازه و گرم بر رگ های تن نحیف تئاتر می ریزد. اوست که مانند یک جراح زبردست، غده های سرطانی را شناسایی کرده و در جهت از بین بردن آن ها تلاش و کوشش می کند. اوست که نقش روابط عمومی بازی نمی کند، اهل رفیقبازی های هنری نیست  و خودفروشی نمی کند. اوست که بی واسطه با اثر مواجه می شود، سره از ناسره اش را سوا می کند و با اَحدی نسیه کار نمی کند، حتی با دوستان عزیزتر از جانش. منتقدی که وابسته به هیچ نهاد و ارگانی نیست، سیستماتیک نمی نویسد، صحبت هایش صداقتِ محض است و تلخ زبانی اش از سرِ نفرت و عداوت های شخصی نیست. فقدان حضور چنین منتقدانی مهم ترین خلاء امروز تئاتر ماست که در صورت تحمل و پذیرش وی می توان فضای چند صدایی در مباحث نظری و تئوری هنر نمایش را در کنار یکدیگر تجربه کرد. فضای حاکم بر تئاتر ما به ویژه بعد از انقلاب اسلامی و با مدیریت ناشیانه، نابخردانه و نالایق برخی مدیران به اصطلاح فرهنگی که نه از هنر سررشته ای داشتند و نه به آن مؤمن بودند، به سمتی پیش رفت که رفتاری تعارف گونه به یک اصل ارزشی و اخلاقی! در تئاتر و اساسا هنر بدل شود. این اصلِ بی اصالت باعث شد که مهم ترین دغدغه ها، مشکلات، کاستی های مخاطبان، هنرمندان و اهالی فرهنگ در زیر انبوه لایه های عوام فریبانه و پوپولیستی حادِ مدیریتی پنهان باقی بماند و به جایش روشنفکرنمایی قلابی و مذهبی نمایی شارلاتانی به مَنصه ظهور برسد. اساس این حرکت از صداوسیما آغاز شد و کم کم جامعه را به سمت تک صدایی شدن پیش برد. در این شرایط نقد صریح تبدیل به عُنصری ضداخلاق و ضدارزش های انقلابی معرفی شده و همه این تفکرات مسموم به صحنه تئاتر ایران کشیده شد. در طی این سالها هنرمندان و دانشجویانی که با نقد و منتقد سروکاری نداشته اند، اینک از زبانِ حقیقت گوی وی واهمه دارند و ایشان را برنمی تابند. البته که ایرادی بر این جماعت وارد نیست چرا که ایشان اساسا از تربیت نقدپذیری بی بهره اند و خود را خدای بَری از ایراد صحنه می پندارند. کیست که نداند فاصله میان نقد و هنرمند باعث عدم شکوفایی تفکر و خرد شده و هنر و فرهنگ جامعه به سمت تک بُعدی بودن سوق پیدا می کند. کیست که نداند اگر نقد مکمل اثر هنری قرار نگیرد، نمایش برای همیشه در صحنه مانده و اساسا فضایی برای برقراری دیالوگ شکل نخواهد گرفت. منتقد متعهد و به ارزش های مخاطب فهیم با موشکافی دقیق اوضاع و احوال تئاتر کشور، از جمله کسانی است که می تواند این فضای آرامش دروغین در حوزه فرهنگ را تغییر داده و با صراحت بیان و تسلط خود بر دستاوردهای تکنیکی و فرمی، افراد خَلاق را شناسایی کرده و عرصه برای این قشر از مظلومان هنر را بازتر کند. با همه این حرفها منتقدان تئاتر نه تریبون درست و حسابی در دست دارند و نه حمایت معنوی شایسته ای از آنان صورت می-گیرد. اگر نقش روابط عمومی نمایش ها را در قالب منتقد به عهده گیرند، جایشان بالای مجلس در کنار بزرگان است اما اگر خود واقعی شان نسبت به اثر را به روی کاغذ آورده و هنگام نگارش نقد حقوق مخاطبان را در نظر داشته باشند، معمولا از جوامع و مجالس هنری طرد شده و گاه مورد تعرض زبانی و نفرت واقع می شوند. اینک بعد از گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی ایران و امتحان پس دادن روش های مختلف مدیریتی با رویکردهای متفاوت و سلیقه ای در حوزه فرهنگ و هنر، بهتر نیست به جای جدی گرفتن برخی جشنواره ها که معلوم نیست از برای چه پدید آمده اند.

فضای نقد را گسترش داده و منتقدان را دشمن خونی و پدری خود نپنداریم؟! بهتر نیست از آمال و آرزوهای دریافت تندیس های پوک و قلابی جشنواره ای دست کشیده، توهم وا نهیم و حقیقتِ کشف چیزهای نو و تازه را از درون نقد پویا جست و جو کنیم؟!بهتر نیست از این پس برای هر نمایش (حداقل برای یک شب) کُرسیِ نقد گذاشته و رابطه مثلث گونه هنرمند_منتقد_مخاطب را از نو در این خانه احیا کنیم. آیا بهتر نیست معیار ارزش یک نمایش را نه بر اساس حضور ستاره ها و فروش بالایش، بلکه بر اساس میزان نقدهایی که دریافت کرده و حُرمتی که برای مخاطب خود و نقد قائل می شود، تعیین کنیم؟! نقد تجلی روحِ هنر در خودآگاه مخاطب است و باعث ماندگاری آن در اذهان. منتقدان پاسبان این حریم هستند. از آنها نترسیم، آنها گازِمان نمی گیرند.

منبع : ماهنامه اگزیت









از اینکه سایت ما را انتخاب نموده اید خوشحالیم .ما سعی نموده ایم در این سایت به بررسی و نقد فیلم های روز دنیا و سینمای ایران بپردازیم که شما عزیزان می توانید با ما در تماس باشید .



ستاره ها ملاک خوبی و بدی آثار نیست. فقط نقد است که فیلمها را ارزیابی می کند.

ارسال بررسی


برو بالا
0px
نقد و بررسی