اشتراک گذاری
ورود منتفدین
مادر Mother! 2017 / دارن آرنوفسکی

منتقد : نویسندگان مختلف     (مشاهده پروفایل)



مادر Mother! 2017 / دارن آرنوفسکی

معرفی فیلم

Mother! 2017 

زمان: 115 دقیقه / ژانر: درام، ترسناک، معمایی / کشور سازنده: آمریکا
آی ام دی بی: 6.9/10 از ۶۶,٢۴٧ رای - نمره منتقدین : 74/100
کارگردان : Darren Aronofsky
ستارگان : Jennifer Lawrence, Javier Bardem, Ed Harris
خلاصه داستان: زندگی آرام یک زوج زمانی آزمایش می‌شود که، مهمانان ناخوانده برای به هم ریختن زندگی آرام آنها وارد خانه‌شان می‌شوند و ...

دانلود فیلم (کلیک کنید)

BluRay 720p / دوبله فارسی / حجم : 1.04 GB

دانلود با لینک مستقیم


________________________________

نقد فیلم

✍🏻 علی اسماعیلی

"نمادپردازِ آشفته"

 مادر! فیلمی ست ضعیف و ناموفق، که قربانی مفهوم زدگیِ خود می شود. فیلم داستان زن و شوهری است که تنها زندگی می کنند و با ورود میهمانان ناخوانده, آرامش زندگیشان بهم می خورد. اما کارگردان قصد دارد مفهومی انتزاعی را بیان کند که داستان خلقت خداوند و زمین و انسان هاست؛ اما امکان پذیر نیست که خدا را به شکل فیزیکی نشان داد و مضمون فیلم را مستقیم به خورد مخاطب داد. پس آرونوفسکی دست به دامان نماد می شود. خاویر باردم نمادِ خدا است و جنیفرلارنس, نماد زمین.

 اما آرونوفسکی باید بداند که سینما جای نمادپردازی نیست. بی شک همین نماد تبدیل به مُعضلی شده برای بسیاری از فیلمسازها و مخاطبین... اما نمادها متفاوتند. نمادهایی هستند که مستقیما از متن می آیند و به صورت فرمیک به آنها پرداخته می شود. و نمادهایی نیز که در متن نیستند و در خارجِ آن وجود دارند. اگر نمادی بخواهد در فیلم گنجانده شود، باید در خودِ فیلم ساخته و پرداخته شود. فرم عینیت است و متن. اولین مواجه مخاطب با هر پدیده ای فرم آن است. مطمئنا نمادهایی که "در بیرونِ اثر" جای دارند توسط فرم اثر خلق نشده اند, پس نمادی "در اثر" وجود ندارد. نمادهای فرامتنیِ فیلم آنقدر زیادند که به فیلم آسیب می زنند. آیا مخاطبین فیلم حتما باید بدانند که حوّا در عهد عتیق از استخوان دندهِ آدم خلق شد؟ که متوجه شوند چرا کاراکتر اد هریس در شب زخمی شد و روز بعد کاراکتر میشل فایفر به خانه آمد؟

 کاراکتر خاویر باردم می توانست به نماد خدا بودن نزدیک شود. ویژگی های خدا در او وجود دارند و در فیلم تکرار می شوند. مانند خلق, پرستیده شدن, کتاب داشتن, ناشری نقش پیامبر را بازی می کند, آسیب ناپذیری. اما فیلم در همین ها هم ناموفق عمل می کند. مثلا او از اثر اسپِرِیِ فلفل درد می کشد, اما در آخر فیلم با منفجر شدنِ خانه حتی"آخ" هم نمی گوید و سالم بیرون می آید.

فیلم گاهاً بین دو وجه نمادین و عینیِ خود گیر می کند و تکلیفش با خودش معلوم نیست. مثلا معلوم نمی شود که مکالمات لارنس با مردم به مثابه مکالمات مادرِ طبیعت و انسان هاست و یا صرفاً مکالمه‌ای معمولی بینِ صاحب خانه و میهمانان است؟

 فیلم از نقطه نظر مادر (لارنس) دنبال می شود. دوربین نیز همیشه او را در قابِ خود جای داده است و یا pov اوست. از بی توجهی های خاویر باردم تا آزار و اذیت انسان ها، همه از دید او روایت می شوند تا مخاطب با او همراه شود. در فیلم جغرافیایِ خانه به مخاطب نشان داده نمی شود. در نیمه دوم فیلم همین فقدان جغرافیا، به همراه عوامل دیگر، باعث می شود به مخاطب همانند مادر، حس خفگی و کلاستروفوبیادست دَهد. این حس به خوبی منتقل می شود و شاید تنها نکته ی مثبت باشد. ولی همین حس به شدت آزار دهنده است و تماشای فیلم را سخت می کند. عده‌ای دوست دارند که به سالن سینما بروند و شکنجه شوند. عده‌ای دیگر دوست دارند که با احساس خوبی از سینما خارج شوند. اگر از دسته ی دوم هستید, حتما از فیلم مُتنفر خواهید شد.

 فکر می کنم که دلیل شکستِ فیلم این است که آنقدر حرف بزرگتر از دهان خود انتخاب می زند که از اجرای آن ناتوان می ماند. شاید حتی بزرگترین کارگردان های دنیا نیز، نتوانند مضمونی که این فیلم برمی گزیند را به فرمی باورپذیر تبدیل کنند و محتوایی که مدِنظر آرونوفسکی است را خلق کنند. شاید اگر فیلم حرفِ متناسب با مدیوم سینما برمی گزید  از این "آشفتگی"حداقل رهایی می یافت. فیلم از ایده و مضمون خراب است.

علی اسماعیلی - بهمن 1396









از اینکه سایت ما را انتخاب نموده اید خوشحالیم .ما سعی نموده ایم در این سایت به بررسی و نقد فیلم های روز دنیا و سینمای ایران بپردازیم که شما عزیزان می توانید با ما در تماس باشید .



ستاره ها ملاک خوبی و بدی آثار نیست. فقط نقد است که فیلمها را ارزیابی می کند.

ارسال بررسی


برو بالا
0px
نقد و بررسی