اشتراک گذاری
ورود منتفدین
نقد فیلم در مکانی پرت In a Lonely Place / فرصتی برای سقوط به قعرغضب

منتقد : نویسندگان مختلف     (مشاهده پروفایل)



نقد فیلم در مکانی پرت In a Lonely Place / فرصتی برای سقوط به قعرغضب

معرفی فیلم

در مکانی پرت - In a Lonely Place 1950

اولین اکران /: 17 می 1950 / زمان: 94 دقیقه / کشور سازنده: آمریکا

ژانر: درام، نوآر، معمایی / امتیاز آی امی دی بی: 8/10 از ١۶,٠۴٠ رای

کارگردان: Nicholas Ray

ستارگان: Humphrey Bogart, Gloria Grahame, Frank Lovejoy

خلاصه داستان: "دیکسون استیل" فیلمنامه نویسی است که متهم اصلی یک پرونده قتل است تا اینکه همسایه دوست داشتنی اش به او عذری موجه داده و او را تبرئه می کند. اما شک و تردید به سراغ آنها آمده و...


نقد فیلم

✍️ سیاوش محصصی

"فرصتی برای سقوط به قعرغضب"

لارل نگذار دوباره تکرار کنم

این آخرین جمله دیکسی استیل در قصه تعلیق آمیز نیکلاس ری است. هردو پرسوناژ در دالان سیاه زندگی خود قرار دارند، آنهم بدون هیچ حق انتخابی جز آن که لارل در را باز کند و بار دیگر بخواهد طعم عشق را ورای نفرت از معشوق خود با بوسه ای دیگر احساس کند. متوجه نمی شویم کِی لارل پایش به زندگی دیکسی باز شده اما به یقین این همان رانندگی های متروک دیکسی‌ست که ری از پرولوگ با نگاه وی در آیینه جلو حکایت میکند. 

دیکسن استیل شخصیت پرخاشگر، نامتداول و در عین حال گرمی دارد؛ هنگامی که در سکانس آغازین پشت چراغ، زن شوخ و شیرین البته اغواگری از او صحت خود بودنش را خواستار است؛ کمی با طمانینه پاسخ میدهد اما مردِ همراه او از کوره در رفته و نیمه پنهان کاملا آشکارای دیکسن را به چالش می کشد و او نیز با باز کردن درب اتوموبیلش دری به روی خشم گشوده اما با دور شدن آن سواری-رِِی-دیکسن را نجات می دهد. اثر مهیج رِی با ریتم کندی آغاز میشود و لحن استودیویی خود را زمانی از دست میدهد که رِی تصمیم به یک دگرگونی میگیرد و چه خوشبینانه تر از آنکه از نقطه نظر دیکسی روایت را پیش ببرد. میلدرِد جوان و زیبای طناز به خانه دیکسی رفته و قرار است برای او داستان بخواند، هنگامی که این داستان خواندن او برای دیکسن طاقت فرسا میشود همان موعودیست که من از رِی خوشنود خواهم شد. 

دوربین پرخاشگر رِی هم از آن دختر ملال آور، پریشان میشود و همانطور که دیکسن طاقتش سر آمده، وقت آن است با فرمی شگفت انگیز کلافگی را ببینیم. دوربین وارد نقطه نظر رِی میشود و تصویر نهایی یک نفرت عمیق، کسالتی جبران ناپذیر و سودای گریبان گرفتنی در راستای رهایی از این کابوس احمقانه است. و اما رِی؛ او پاسخ میلدرِد جوان را با Fade به سیاهی بر سرنوشتش می نگارد.

فردای آنروز میلدرِد جوان به قتل رسیده و دیکسن در حال پاسخ به سین جیم جناب بازپرس، زمان با ارزشش را هدر می دهد. چقدر ملال آورست اما از شروع رِی بیشتر آزار نمی دهد که آن ابلهانه‌ی ملال آورست. فضای فیلم توام با تنش های پیاپی دالانی پیچ در پیچ و میزانسنی متروک است. دوربین همچون رهگذری از این دالان ها بی اعتنا میگذرد و گاهی حسش را ابراز می نماید. میزانسن متروک رِی به کوچکترین فرصت برای لذت از یک شب رویایی در کنار موسیقی هم اعتنایی ندارد، چنان که دکوپاژ از عشق دیکسی به لارل چندان دل‌آسوده نیست. پرداخت رِی به عشق این دو قابل توجه است و شاید این چنین شده که پایان عجیب را باور میکنم. سکانس فکر شده ای در فیلم وجود دارد و همین باعث شده قسمت های زجرآور فیلمنامه کمتر به چشم بیاید؛ دیکسی از شنیدن آن به اصطلاح دروغ لارل که آن زن دمدمی مزاج برای به چشم آمدنش لب گشوده خشمگین میشود، رِی با کات به لانگ شاتی که مهارت نورپردازی حس اصلی اش را شکل داده، دیکسی را در دل تاریکی شب به قعر دالان تاریک خشم میرساند و هنگامی که لارل به او ملحق میشود میزانسن شگفت آور رِی نمایان می گردد.

مونتاژ، تداومی عجیب را القا میکند؛ کات های سریع از کیلومترشمار در نقطه نظر دیکسن به واهمه لارل بیانگر این آغاز تنش و مخاطره اصلی برای از بین رفتن عشقشان شده و حالا انتهای رانندگی متروک به کجا ختم میشود؟ بار دیگر رِِی تصویر سکانس آغازین را جلوی چشممان پدیدار میگرداند اما اینبار نیمه ی پرخاشگر دیکسن او را در نظر معشوقه اش یک جانی بالفطره می نماید. لارل او را از خواب خشم برخیزانده و از کابوسی دیگر رهایی می یابند، رِی با برگشت به کلوخ و مرد مجروح وحشت دیکسی را به روزنه ای به انذار از جنایت بدل میسازد. لارل دیگر تحمل عشق به دیکسی را محال جلوه میدهد و این زمانی شدت میگیرد که در سکانس رستوران-بار، باردیگر دیکسی به خشم می آید اما غافل از آنکه هم لارل در تحویل فیلمنامه او پنهان کاری کرده و نیز حضور معشوقه سابقش موجب هویدا شدن دوباره خشم دیکسی بوده است. دیکسی در اوج فروپاشی عمیقی قرار دارد و تمامی این زمینه‌سازی ها مارا برای وداع رِی آماده میسازد. سوسپانس در اوج خود قرار دارد و به انتهای دالانی که دیکسی و لارل از ابتدا درونش رها شده اند، نزدیک تر میشویم.

رفع شبهه از عشقشان، چهره غرق در مه دیکسن استیل و حقیقت قتل میلدرد جوان، تنش این تعلیق سراسیمه وحشت را جریحه دار گردانده و حال زمان رویارویی با روزنه اصلی فرا میرسد. رویارویی که توسط میزانسن دهشت بار رِی فرمی کاملا سینمایی به خود گرفته است؛ دیکسن به خانه لارل میرود و در حالی شروع به کوبیدن درب کرده، دوربین ری داخل را از سوی دیگر نمایان می سازد و این همان حقیقت متقابلا نهانیست، که دیکسن از آن بی اطلاع مانده. 

دراماتیک بودن واقعه هرلحظه تنش را به سطح بالاتری میبرد و حتی لارل با آن تظاهر احمقانه که خود را به خواب میزند قادر به بازداراندن دیکسن نیست و اینجا نگاه رِی از زعم میزانسنی درست القا می گردد. درب خود، دری به وحشت لارل و افسار گسیختگی نیمه ی پرخاشگر دیکسن استیل شده و کات های متقارن و موازی رِی تنها یک راه را برای لارل باقی میگذارد و آن قفل کردن دروازه حقیقت و گشودن دروازه وحشت و از سویی اذنِ ورودی به افسار گسیختگی نیمه تاریک معشوق است. 

"نگذار دوباره تکرار کنم"

 و این جمله نهایی عاشق فروریخته به معشوقِ به ظاهر درمانده می شود که راهی جز اجازه نمایان شدن نیمه سیاه دیکسن برایش نمی گذارد. نگاه رِی به تصمیم لارل تحمیلی برپایه همین جهان متروک و پرتیست که حقیقت فیلم را محکوم به تبعید در پوچی میگرداند. میزانسن پس از هنگام ورود دیکسن به خانه نمایشی حیرت آور را بدست میگیرد. کات های موازی از دیکسن به لارل هم وحشت و از آنسو هم افسار گسیختگی را در یک رکاب پیش برده و زمانی افسار گسیختگی جبران ناپذیر میشود که تعادل دوربین رِی بهم میریزد و با رفتن به آنسوی اتاق به همراهی لارل و فوکوس بر نامه دیکسن را در موقعیت تعلیق آمیزی که دستمایه خود را از درام دوربین متحول شده ری داراست رها میکند. بازگشت دوربین به آنسوی دیوارِِ حقیقت، بدون شک عاقبت سختی برای لارل دارد و پس از آنکه دیکسی تنها پکش را به آن سیگار میزند، با فرمی عمیقا سینمایی از سلولِ دوربین به یکباره میگریزد و با گشودن دروازه حقیقت افسارگسیختگی بر واقعه موجود پیشی گرفته و این فاجعه با زنگ نخستِ تلفن جرقه میزند‌. دوربین موازی و متعادل بار دیگر صحنه را بدست گرفته و اینبار بازگشت بر دیکسی در حالی که خبر از لغو پرواز لارل میدهد برای همیشه از لحن متعادل موازی خود خارج میشود،-حال زمان رویارویی با حقیقت است- نیمه تاریک دیکسی بر او غلبه میکند و با خفه کردن لارل در حالی که او دوستت دارم گویان میخواهد بگریزد دیدگانش تار شده اند و قصدِ گرفتن جان معشوق را دارد‌. تلفن بار دیگر زنگ میخورد و در حالی که دوربین انفراد دیکسن را توام با نوای شیون لارل میگیرد، او به سمت تلفن رفته، گوشی را برداشته و پاسخ نمیدهد، مکثی کوتاه فروکش کردن نعره تاریک وجودش را به دنبال کشیده و حالا نوبت پاسخ دادن است. دیکسن برایش فرقی نخواهد کرد که جمله ای که میشنود چیست و تنها با تکرار "این مرد میخواهد از تو پوزش بطلبد" تلفن را رها کرده و دوربین با گرفتن گوشی تلفن تنش پیشین را پایان داده و اضطراب را در مرحله دیگر دنبال میکند، دیکسن به سمت در رفته و انتظار آغاز میشود. دوربین درحالی که لارل با ظاهر پریشان از اتاق خارج میشود، تعادل از دست رفته را بر می گرداند و با شنیدن پوزش طلبیدن مرد از پشت تلفن و مبرا شدن این دو از جنایت سهمگینی که دودمانشان را وداع گفته با بی اعتنایی مشابهی که دیکسن به نمایش گذاشته با جمله "دیگر هیچ چیز فرقی ندارد" پاسخ نهایی خود را به عشقشان و رویای شیرینی که خواستارش بوده اند، تحمیل میکند و دیکسن از خانه خارج می شود. میزانسن یک فروپاشی عاطفی در لحن نامتعادل و  افسارگسیختگی جبران ناپذیر است اما نوبت ری فرارسیده تا پاسخ هردویشان را بار دیگر از همان میزانسن اینبار در لحنی تلخ تحمیل کند، دوربین در های لول و لانگ شات تلخی که کمپوزیسونش همچون یک مهره بازی حرفه ای می نماید پاسخ نهایی را می دهد؛ دیکسی با حرکت بر سنگ های متعدد که به مَثابه خانه های بازی قرار گرفته اند در حالی که در سه راهی قرار دارد بی اعتنا راه خروج را بر میگزیند- کات به لارل و پشیمانی اش در کات بی رحمانه دوم رِی که ایستادن دیکسن و سپس خروجش است- بازی را برای همیشه پایان میدهد و این تعلیق سراسیمه وحشت به سرانجام خود میرسد.

سیاوش محصصی _ بهار ۹۷


تریلر فیلم









از اینکه سایت ما را انتخاب نموده اید خوشحالیم .ما سعی نموده ایم در این سایت به بررسی و نقد فیلم های روز دنیا و سینمای ایران بپردازیم که شما عزیزان می توانید با ما در تماس باشید .



ستاره ها ملاک خوبی و بدی آثار نیست. فقط نقد است که فیلمها را ارزیابی می کند.

ارسال بررسی


برو بالا
0px
نقد و بررسی