اشتراک گذاری
ورود منتفدین
نقدی به رسانه زرد کافه سینما - چماق داران فُکُلی

منتقد : محمد افشاری     (مشاهده پروفایل)



نقدی به رسانه زرد کافه سینما - چماق داران فُکُلی

به نام خدا

✍️ محمد افشاری

چماق داران فُکلی

ما که یادمان نیست! اما از شواهد و قرائن اینطور بر می آید که در قدیم عده ای بوده اند با کت و شلوار و کلاه شاپو با رنگ سیاه، که پیراهن سفید را با آن سِت می کردند، کفش قیصری و یک خَروار سبیل را هم به آن اضافه کنید. اسمشان چماق دار بود. پاتوقشان در قهوه خانه های مش قنبر و مش قربون، زیر بازارچه...

از همان ها که در فیلم های قدیمی کیمیایی دیده اید. آبگوشت و اِشکنه و چایِ شیره ای رنگ طعامشان، چاقو و دِشنه و قَمه سلاحشان، و یک مایعات خاصی (عَرق س گ ی) را هم برای بزم های شبانه انتخاب می کردند! 

القصه، این چماق دارها هرجا بوی دعوا و خِرگیری به مشامشان می رسید، ایکی ثانیه، در مهلکه ی دعوا و کُشت و کُشتار حَّی و حاضر بودند. کاری هم نداشتند که دعوا برای چیست... طرف دعوا کیست... می ریختند و می زدند و می پاشیدند و چندتا خط و خَش می انداختند و می رفتند... مثل قوم مُغول... معمولا هرکدام از دسته های چماق دار، یک رئیس داشتند و چندتا نُوچه... نوچه ها هم از رئیس شان یک مالیه ی ماهیانه ای برای گذران زندگی دریافت می کردند، که درصد این مالیه با توجه به رشادتِ در دعوا، بالا و پایین می شد، یعنی هر چقدر محکم تر مشت می نواختند و هرقدر قوی تر زیر میز می زدند و هر مقدار خَش ماهرانه تری می انداختند، مالیه ی ماهیانه شان بیشتر و بیشتر می شد! اما باید اعتراف کرد که یک حُسن و خوبی داشتند، یعنی اگر تمام ژِن های هیکل مهیبشان و همه ی کروموزوم های آن سبیل های پاچه بزی را می چلاندی، چندین قطره مرام و معرفت از وجودشان می چکید! اما اینها مال قدیم بود، دیگر خبری از این چماق دارها نیست. از آنجایی که همه چیز تغییر کرده و تقلبی شد، عده ای قصد کردند تا جای آن چماق داران قدیم را بگیرند، با ورژن جدید و امروزی، اما راستش را بخواهید اصلا اینکاره نیستند!

این قماش جدید دیگر در قهوه خانه نمی نشینند، پاتوقشان کافه است، اسم مش قنبر و مش قربون را هم از سَردَرِ کافه شان پاک کردند و جایش سینما چسباندند. درست حدس زدید، همان کافه سینما منظورم است!  اینها دیگر سبیلی بر صورت ندارند اما تنها کاری که بلدند سیبل کردن دیگران است! با کدام سلاح؟ چاقو و قمه؟ خیر... بازوی ظریفشان که تحمل توانایی حمل این آلات قتاله را ندارد، از لجن استفاده می کنند! همان لجن پراکنی... من به اینها می گویم چماق داران فُکلی! در کافه ی این چماق داران فُکلی دیگر خبری از آبگوشت و اِشکنه نیست، گفتم که... همه چیز تغییر کرده... دراین کافه، معجون های دل به هم زن سرو می شود، که گویی زردابه به خورد ملت می دهند، افراد سالمی که برای اولین بار بخواهند از این معجون های دل به هم زنِ زردرنگ و بدبو بخورند، گلاب به رویتان کارشان به مستراح، یا به همان زبانِ فُکلی ها wc می کشد!

آخر معلوم نیست که عمل نکردن دماغ ابی، بازتاب به سخنان فلان امام جمعه، واکنش زین الدین زیدان به گل کریس رونالدو، مصادره شدن خانه حسن شماعی زاده و مواد غذاییِ دیگرِ این معجون های دل به هم زن چه ربطی به سینما دارد!؟ (یواشکی بگویم و رد شوم... من دلیلش را می دانم، کاسبی کردن و بازارگرمی) کجا بودم؟ آهان... داشتم از اوصاف چماق دارهای فکلی می گفتم، اینها هم مثل آن قدیمی ها به دنبال شکار دعوا هستند، تا تَقّی به توقی بخورد و ببینند که امروز فلان بازیگر جواب سلام همسرش را به سردی داده، یا مثلا کسی با کسی دعوایش شده و یا ... سریع آنجا حاضرند! کجا حاضرند؟ سر مَهلکه ی دعوا؟ خیر... بدبختی در این است که این ها دل و جرات قدیمی ها را هم ندارند، بنابراین از دور فحش می دهند، ببخشید لَجَن پرتاپ می کنند! اصلا با توجه به تحقیقاتی که من از راه دور کرده ام، جوهرِ قلم هایشان مخلوط به لجن است! آن هم لج واگیردار، که به سلیقه ی مشتریان شان هم سرایت می کند و ذائقه ی آنها را هم لجن پسند بار می آورد.

در این کافه یک سرآشپز وجود دارد و تعدادی نُوچه که زیرِدستِ این سرآشپز حقوق می گیرند (من این سرآشپز  را  " فُکلیِ اعظم" می نامم اما شما او را بخوانید ته دبیر، یا همان سردبیر!). حقوق این نوچه ها بستگی به سرعت و شتاب پرتاب لجن دارد! هرچه سرعتِ پرتاب و غلظت لجن بیشتر، حقوقِ بهتر.

با تمام این اوصاف، این چماق دارهای فکلی هم یک حُسن و مَزیت دارند... مرام و معرفت؟ خیر! اتفاقا تنها چیزی که درونشان پیدا نمی شود معرفت و انصاف است.

خوبی اینها در این است که مرزهای ابتذال را جابجا کرده اند! یعنی به تمام اهالی سینما فهمانده اند که ابتذال های قبل از کافه سینما سوء تفاهمی بیش نبوده! این مزیت را چیز کمی در نظر نگیرید! خودش برای خود رکوردی به حساب می آید. رکوردی که هر روز و هرثانیه توسط خودشان شکسته می شود و با سرعت رو به جلو می رود.


محمد افشاری - اردیبهشت 1397









از اینکه سایت ما را انتخاب نموده اید خوشحالیم .ما سعی نموده ایم در این سایت به بررسی و نقد فیلم های روز دنیا و سینمای ایران بپردازیم که شما عزیزان می توانید با ما در تماس باشید .



ستاره ها ملاک خوبی و بدی آثار نیست. فقط نقد است که فیلمها را ارزیابی می کند.

ارسال بررسی


نام و نام خانوادگی:.........

سوال:

متن توضیحات:ابتذال فقط محسن باقری نون به نرخ روز خور متوهم! که توقع مناظره با فراستی رو داشت و میگفت از کافه سینما جلوتریم! شما پاچه خواران دیروز دوزاری های امروز از جنتلمنی مثل امیرقادری اصلا حرف نزنید که بشدت دنبال دیده شدن هستید فقط!

جواب:در حال بررسی...

برو بالا
0px
نقد و بررسی