اشتراک گذاری
ورود منتفدین
بازتاب موافق و مخالف نقدزی به ماجرای تبلیغ غیرمتعارف فیلم  به وقت شام

منتقد : محمدعلی شمس     (مشاهده پروفایل)



بازتاب موافق و مخالف نقدزی به ماجرای تبلیغ غیرمتعارف فیلم به وقت شام

اصل خبر:

برای دیدن گزارش ویدیویی تبلیغ نامتعارف فیلم به وقت شام در سینما کوروش و بازتاب ها کلیک کنید:

دانلود


++++++++++++++++++++++++

واکنش مدیر پردیس کورش به تبلیغ جنجالی "به وقت شام"

مدیر پردیس سینمایی کورش در واکنش به حواشی برنامه تبلیغاتی فیلم «به وقت شام» معتقذ است که این نوع تبلیغ منفی نیست.

علی سرتیپی مدیر پردیس سینمایی کورش با اشاره به حرکت نمادینی که دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه قبل از اکران فیلم سینمایی «به وقت شام» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا صورت گرفت و عده ای با لباس داعش و اسب در مجتمع حضور یافتند، گفت: به ما اطلاع دادند که قرار است نمایشی برای اکران فیلم «به وقت شام» با حضور ابراهیم حاتمی کیا و عوامل فیلم در پردیس سینمایی کورش برگزار شود که البته اطلاعی درباره نحوه اجرای آن نداشتیم.

وی با تاکید بر اینکه در تمام دنیا چنین نمایش هایی برای اکران فیلم ها صورت می گیرد که با استقبال نیز همراه می شود، توضیح داد: در زمینه ایجاد وحشت بین مردم نیز باید بگویم معمولا در دنیا دوربین مخفی های ترسناک اجرا می شود که باعث ترس و شوکه شدن مردم می شود ولی در نهایت بدون هیچ مشکلی از سوی مخاطب مورد استقبال قرار می گیرد.

این تهیه کننده سینما افزود: حضور بازیگران با چهره های داعشی در پردیس سینمایی کورش یک برنامه تبلیغاتی بود تا بتواند فیلم «به وقت شام» را دوباره بر سر زبان ها بیاورد و جالب است بدانید این اثر سینمایی شب گذشته سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ماه نسبت به شب های دیگر بیش از ۲ برابر فروش داشت.

وی ادامه داد: شاید در حاشیه اجرای این نمایش یک یا دو نفر ترسیده باشند، اما نباید فراموش کرد که این گونه برنامه ها معمولا برپایه غافلگیری است.

مدیر پردیس سینمایی کورش توضیح داد: از ابتدای امر ما نمی دانستیم سازمان اوج چه ایده ای دارد ولی در نهایت باید بگویم که این نوع تبلیغات به هیچ وجه منفی نیست.

+++++++++++++++++++ 

و اما بعد، در پی اعتراضات گسترده پیش آمده در فضای مجازی ابراهیم حاتمی کیا نوشت:

«یا حق، بچه‌های گروه تبلیغاتی فیلم «به وقت شام»، من شاهد زحمات مومنانه و شبانه‌روزی شما در این چند ماه بودم؛ ولی این نمایش کوروش در شان "به وقت شام" نبود. خستگی دو ماه سفر به شهرهای ایران بر تنم ماند.

من تصورم آن بود که قرار است کسی به شکل ریش قرمز در فضای بیرونی کوروش بایستد و مردم با او عکس بیاندازند. نه اسبی و نه جمعی و نه فریادی، آن هم داخل مجتمع در مخیله‌ام نبود و من بی‌خبر بودم. عزیزانِ آزرده‌خاطر در مجتمع کوروش، اعم از مردم و کسبه‌ی محترم، اگر دلی لرزید، اگر وحشتی ایجاد شد، بر ما ببخشید و حلال‌مان کنید.


++++++++++++++++++++

در ادامه بازتاب نویسندگان نقدزی را بخوانید: 

بازتاب اول 

✍️ محمد علی شمس

داعش در "کوروش": اوج" در حضیض

تبلیغی که بترساند، مذموم است و محکوم. چطور می توان پذیرفت تبلیغ یک فیلم ضدداعش، همان مردمی را بترساند که شجاع ترین فرزندانشان داعش را تا حد مرگ می ترسانند؟ نه؛ پذیرفتنی نیست. اما ابراز برائت و انزجار هم کافی نیست. باید بدانیم خاله خرسه ی خالقِ این مخمصه چطور از یک نیت خیر به این عمل شر رسیده است؛ که اگر ندانیم، چنین اشتباه خطرناکی می تواند در مقیاسی وسیع تر و با پیامدهایی به مراتب جدی تر از تحقیر یک کارگردان ارزشمند تکرار شود.

ظاهر امر شبیه نوعی از تئاتر خیابانی ست که با هدف واقع نمایی تا حد فریب دادن کامل مخاطب و برانگیختن واکنشی کاملا واقعی در او اجرا می شود. در تصاویر منتشر شده از حضور داعش نماهای سازمان اوج در مجتمع کوروش دو نوع واکنش متضاد از مردم می بینیم؛ گروهی با آرامش از داعشی ها فیلم می گیرند و گروهی دیگر فرارکنان جیغ می زنند. چرا چنین اتفاقی افتاده؟ چون عده ای متوجه شده اند که این یک نمایش است ولی دیگران آن را در حد یک Freak Show جدی گرفته اند. دقیقا همین جاست که نمایش سازمان "اوج" به حضیض می رود و تبلیغ بدل به ضدتبلیغ می شود. هرچه performance بهتر اجرا شود، مخاطبین بیشتری آن را جدی می گیرند و اینجا، یعنی ایرانی های بیشتری می ترسند! برخی از موافقین می گویند: "بگذار  مردم از داعش نمایشی بترسند تا قدر امنیت را بدانند!" به این نگاه که هم در برنامه ریزی این حرکت نقش داشته هم در توجیه های بعدی، چند اشکال اساسی وارد است:

۱) برای تقدیر از مدافعین آرامش ملت، نمی توان آرامش ملت را بر هم زد؛ این نقض غرض است.

۲) ترسیدن از داعشی واقعی چه فرقی دارد با ترسیدن از داعش نمایی که واقعی پنداشته شده؟ هدف همه ی ما مگر زدودن همین ترس نیست؟ 

۳) اگر قرار بوده همه بترسند، پس چرا آن مردم گوشی به دست نمی ترسند؟ غیر از این است که اختلالی خارج از کنترل در رابطه ی بازیگر و مخاطب این نمایش پیش آمده و مرز "نمایش وحشت" با خود "وحشت" گم شده؟

این سردرگمی در طراحی، اجرا و توجیه یک پروژه ی تبلیغی، نتیجه ی اشتباهی مهلک است در فهم کارکرد هنر، و نسبت هنرمند با مخاطب. برخلاف سینما، تئاتر این امکان را دارد که به میان مردم برود. اما تبلیغ تئاتری "اوج" این فرصت را بدل به تهدید کرد. چرا کارگردان محترم فیلم سریعا از این شیوه ی تبلیغی ابراز برائت کرد و معذرت خواست؟ چون این نگاه نابلدِ "بالا به پایین" نسبت به مردم دقیقا همان چیزی ست که او با وسواس بسیار در فیلم کنترلش کرده و قصد داشته ضمن رعایت حدود سینمایی و حریم مخاطب، داعش را فقط به او نشان بدهد نه این که با ترکیبی از حقنه و وحشت، ارزش امنیت را به رخش بکشد. حالا چنین کارگردانی چگونه می تواند از مردمش معذرت نخواهد؟ 

نگارنده به خوبی آگاه است که حجم و گستره ی وحشت ایجاد شده در مردم کمتر از چیزی ست که مغرضین در فضای مجازی نشان داده اند اما همچنان به دو دلیل این حد از سختگیری در قبال دوستان "اوج" را مناسب می داند؛ یکی آن که مسأله فقط حجم وحشت نیست بلکه ضعف ساختاری تبلیغ است که می توانست به راحتی دامنه ی وحشت را از این هم گسترده تر کند و دیگر آن که، برای کارگردان دقیق و سختگیری مثل حاتمی کیا، همین حد از سهل انگاری هم پذیرفتنی نیست. بهتر است دوستداران سینما نیز، برای حفظ سطح کیفی فیلم ها و سازمان های رسانه ای متصل به آن ها، همان قدر سختگیر و دلسوز باشند که حاتمی کیا هست. 

بهتر است برادران "اوج" هم به کارگردان تأسی کنند تا امیدی برای بیرون آمدن از این حضیض داشته باشند. نگارنده با کسانی که این ماجرا برایشان بهانه ای شده برای زدن خود فیلم یا تسویه حساب با کارگردان به هیچ وجه همراه نیست اما تجدید نظری جدی را لازم می داند، هم در طراحی شیوه ی تبلیغ و هم در نگاه به مردم. 

محمدعلی شمس _ ۱۹ اردیبهشت ۹۷


+++++++++++++++++++++++++++++

بازتاب دوم

✍️ سید محسن باقری

"گوگولداعش های مجازی"

یک کلام ختم کلام... کاسه داغتر از آشِ مجازی ها همیشه باد گلوست. کامنت های عقده وار و نظرات کینه توز. نظرات کافه رسانه های زرد و شبکه های اجتماعی به درد نازنین عمه هایشان می خورد. تحلیل و استدلالم آرزوست. آشِ کشک خاله بودن حتی اگر داغ باشد کار شاقی نیست تقریبا همه در سنین خاله بازی هایشان خورده اند، لااقل آش کشک عمو باشید...

اینبار هم عزم نوشتن نبود و مسئله نوشتار نداشتم. تا اینکه محمد علی شمس عزیز مطلبی پیرامون این ماجرا برایم ارسال کرد تا ذر سایت قرار گیرد. با وجود تحلیل جامع و درستی که داشت، احساس خنگ شدن و لذت از نقد نبردم چون در اینجور مواقع فضای مجازی و رسانه های کثیف حال آدم را می گیرند. بر آن شدم تا برای بازتاب ها چیزکی بنویسم.

خطاب به زرزننده و لجنزارهای مجازی و خبری

از کدام ترس حرف می زنید؟ ترس از حمله داعشی به سینما کوروش؟ عقل هم خوب چیزیه اگر حوصله تحقیق و جمع آوری تحلیل ندارید خب یا خفه باید شد یا عقل را برای چسِتحلیل به کار بگیریم. یکی از این هزاران فحاش مجازی به خودش نمی گوید چطور میشه مجتمع پنج طبقه کوروش را وحشت عمومی تا مرز سکته برده بود اما تا طبقه پنچم مردم با آنها عکس و حال می کنند و جیغ زنان و مردان از وحشت، باقی طبقات را آگاه نکرده ؟ بس کنید ... شما را با ادبیات لاتی و داغشی چه به این سوسول بازی های دفاع از وحشت و رعب عمومی ؟ کامنت هابتان خودش از صد عملیات انتحاری مخرب تر است دیگر شما داعیه لکه دار کردن و به خطر افتادن جانِ عموم نباشید. یعنی من شیفته دوستان خوش سیمای کاقه سینما و همیشه زرزنندگان اینستاگرامی می شوم وقتی از یک بازتاب اجتماعی همه وجودشان دچار تناقض می شود. خیلی حال میکنی و از اینکه همچنان هستند افسوس می خوری. ترس و وحشتی که از آن دم می زنند واقعا باید درون حلقم قرقره کنم. 

همین ها پایش برسد با هتاکی و کامنتهای انتحاری از صد داعشی پیش مرگ تر می شوند. چهار عکس و ویدیو هم نمی بینند که بفهمند. نهایت 20 ثانیه از یک کلیپ اینستاگرام لعنتی و یک تیر و یک کامنت بلندبالای شرمگین و تمام... یعنی خجالت می کشی از ایرانی بودنت به خاطر مشتی کثافات مجازی... حاضرند مزخرف بگویند اما دل چرکین شده سیاسی و پر شده از آشغالهای خبری مشتی رسانه لجن فلان رسانه پا پس نکشند و هر جور شده در هر جا این لجن پراکنی ها را داشته باشند... بابا بس کنید گوگولی های داعشی... مگر می شود در مجازی داعشی بود و از جان گذشتگی برای انتحار کامنت پشت اسامی فیک باشید و این همه دری وری گفت و خود را گوگولی و خیلی غمگین نشان داد و مدعی رعب و وحشت یک عموم موبایل به دست و لبخند زنان بود و قرم ادبیات فاشیسمی و داعش. فرم داعشی را بزارید در کوزه که دیگر حنای اینستاگرام رنگی ندارد و کامنت هایتان کهنه شده. مادر... چرا  رعب عمومی ایجاد کردی ای ... خواهر. به خدا که شما را عقلم آرزوست. وحشت عمومی اینستاگرام و مزخرف گویی های امثال داعشگوگولی ها حالمان را از هر چه هموطن و هم زبان به هم میزند. موسسه اوج را آنچنان متنفرند که فیلم ندیده می زنند و تحلیل و تحقیق نکرده اظهارفضل می کنند.

ماجرا روشن است. فرم برگزاری کار اگر ترسی بر دلِ انسانی ایجاد کرده باشد قطعا در حد چند ثانیه بیشتر نبوده و تمرین اجتماعی برای مواجهه با پذیذه شوم انسان نماهای داعشی ست و هجو و سخره شان ... کودک را باید در یک طبقه مجتمع اسکان می دادند و با اطلاع قبلی حرکت غافلگیرانه می کردند. یغنی ساعاتی را در بلندگوی مجتمع جهت حضور عوامل فیلم به وقت شام اعلام می کردند و حاتمی کیا می آمد و مشغول امضا دادن میشذ و غافلگیری آعاز می شد. و آن وقت ریش قرمزی داعش وارد می شد و حرکات باحالش را انجام میداد. نحوه برگزاری با اینجال هم معتقدم خیلی بد نبوده اما بهتر می بود که این غافلگیری را شکیل تر ارایه می کردند. هیچ مشکلی تا بدین جا که تحقیق کرده ام و آگاهانه نسبت به کلیپ ها و گزارش های مردمی نظر میدهم، رخ نداده و تنها ایرادی که وارد است حضور بچه های خردسال در مجتمع است و نحوه برخورد بعضا توهین آمیز مثل هل دادن ها و ...

خلاصه داعشیان فحاش مجازی و اظهارکنندگان قضل های مختلف، می نوانید از چهره گوگول مگولی در بیایید، وحشت زدگی دروغین مجازی طور شما حال آدم را بد می کند. خفه بودن گاهی از کنش های ضروری و مدعی عموم نبودن هم وظیفه هز انسان است. بگذارید صدای آن بانوی معترض در سالن که به حاتمی کیا اعتراض های خوبش را بیان می کرد به گوش برسد نه کامنت های مضحک و ابلهانه و انتحارهای قیک شما... 

یا حق / سید محسن باقری - اردیبهشت 1397









از اینکه سایت ما را انتخاب نموده اید خوشحالیم .ما سعی نموده ایم در این سایت به بررسی و نقد فیلم های روز دنیا و سینمای ایران بپردازیم که شما عزیزان می توانید با ما در تماس باشید .



ستاره ها ملاک خوبی و بدی آثار نیست. فقط نقد است که فیلمها را ارزیابی می کند.

ارسال بررسی


نام و نام خانوادگی:

سوال:

متن توضیحات:

جواب:در حال بررسی...

نام و نام خانوادگی:

سوال:

متن توضیحات:

جواب:در حال بررسی...

نام و نام خانوادگی:

سوال:

متن توضیحات:

جواب:در حال بررسی...

نام و نام خانوادگی:

سوال:

متن توضیحات:

جواب:در حال بررسی...

برو بالا
0px
نقد و بررسی