اشتراک گذاری
ورود منتفدین
نقد فیلم مَلی و راه های نرفته اش _ تهمینه میلانی

منتقد : محمد افشاری     (مشاهده پروفایل)



نقد فیلم مَلی و راه های نرفته اش _ تهمینه میلانی

معرفی فیلم

نویسنده و کارگردان: تهمینه میلانی

تهیه‌کننده: محمد نیک بین

بازیگران: میلاد کی مرام, ماهور الوند, السا فیروزآذر,جمشید هاشم پور, افسر اسدی, جمشید جهانزاده کشکولی,فرزانه نشاط خواه, ستاره اسکندری, تورج منصوری, فلور نظری, مسعود فروتن, بابک قادری, نرگس نیک سیرت,ادیب قریب, حامد نظری

خلاصه‌‌‌‌‌ داستان: داستان دختری جوان و کم تجربه به نام «ملیحه» است که با ازدواجی نادرست و بدون رضایت خانواده با جوانی به نام سیامک (با بازی میلاد کی مرام) دچار مشکلاتی می شود.

برای خرید مجموعه فیلم های تهمینه میلانی به آدرس زیر پیام دهید:

در پیام رسان تلگرام : t.me/mohsenbaghery

در پیام رسان سروش: mohsen_baghery

در پیام رسان واتس اپ: ۰۹۳۷۴۴۰۱۷۱۰


نقد فیلم

بسم رب المستضعفین

✍ محمد افشاری

فیلمساز مرد نشناس

 فیلم «مَلی و راه های نرفته اش» آخرین اثر تهمینه میلانی، فیلمی اغراق‌آمیز، پرشعار، بی‌تناسب و عصبانی است. فیلمنامه فاقد قصه‌ی کلایسک می باشد. روایت است، روایتِ برشی از زندگی یک دختر. گره‌ای ندارد، بنابراین مخاطب در حین تماشای فیلم کنجکاوِ مطلب خاصی نمی‌شود تا آن را دنبال کند. می‌توان در آثار قصه محور، با افت و خیز مناسب، تماشاگر را واداشت تا با علاقه فیلم را دنبال کند، که این مطلب به اتفاقات، کنش‌ها و از همه مهم‌تر، شخصیت پردازیهای متناسب بستگی دارد. اما در فیلم مذکور به غیر از ملیحه (ماهور الوند) که خرده شخصیتی دارد، مابقی پرسوناژها رباتهایی هستند که کنترل شان در دست فیلمساز است، تا هرچه ایشان بخواهد انجام دهند و او را در انتقال شعارهای اغراق آمیز فیلم کمک نمایند. فیلم داعیه دار دفاع از حقوق زنانی است که مورد ظلم واقع می شوند و ملیحه‌ی فیلم، نماد مظلومیت آنهاست. دختری شهری که به شکلی تخیلی ساده لوح است و ابله! که از جانب زمین و زمان مورد ظلم قرار می گیرد. خانواده اش، همسرش و خانواده همسرش با دست به یکی کردن به همراه خانم میلانی قصد دارند تا او را آزار دهند و به نگاه قشری‌گری جنسی متعصبانه‌ی فیلمساز برسند!. برادری دارد بیکار و احیانا وحشی که تمام فکر و ذکرش رَصد کردن ملیحه است تا عرصه را بر او تنگ نماید، آن هم با فحش و تحقیر و کتک. حتی او را از دیدن فیلمی که هنرپیشه‌ ای خوش تیپ در آن نقش آفرینی می کند، منع می نماید! مادری بی خیال که فقط در پی دنبال کردن سریال های ماهواره ای است، حتی در شب خواستگاری دخترش! و تنها نگرانی او نسبت به ملیحه، ترشیدن و در خانه ماندن اوست. پدر منفعل و نچسبی (جمشید جهانزاد) که تنها وظیفه اش را در قبال این دختر، خرید جهیزیه می داند و در مقابل رفتارهای ناهنجار پسرش با ملیحه، نقش دیوار را بازی می کند. مادر شوهری (افسر اسدی) به مانند همان تیپ مادر شوهرهای قرن پنجم هَجری که با اخم و تَخم های مصنوعی به ملیحه می‌گوید من را فعلا به جای مادر، خانم صدا بزن! 

خلاصه توصیفاتی که از تیپ های مذکور به میان رفت، از روی عمد به دست فیلمنامه نویس انجام شده است تا کاراکتر اصلی یعنی همان ملیحه را ستمدیده جلوه دهد. صدای فریاد خانم میلانی در فیلم طنین‌انداز است که: «آهای تمام کارکترهای نسبت دار با ملیحه! خوب گوش دهید! شما همگی باید ستمگر باشید! زیرا من می خواهم ملیحه را مظلوم نشان بِدهم». رفتارها، بازی ها و دیالوگ های این افراد مذکور، به شدت انسان را به یاد بَدمن های سریال درجه چندم ترکیه‌ای «کلیداسرار» می‌اندازد. و اینک شوهر ملیحه (میلاد کی مرام) که دیگر خودش اصل جنس این نوع بدمن های بامزه است. مانند آدم بدهای کارتون‌های بچه‌ها که یا ابروی کشیده‌ی هشتی دارند و یا دماغِ عقابی و... تا اکثر بچه ها که عقلشان به چشم شان است، با دیدن این چهره‌های کج و معوج متوجه بشوند که این کاراکترها جزء آدم بدهای کارتون هستند. اما جسارتاً امثال ما و مخاطبین و گروه سنی تعریف شده برای فیلم «مَلی و راههای نرفته اش» کمی با خردسالان متفاوتیم و باید منفی بودن شخصیت را در درون او ببینیم و نه برچسب های ظاهری و مصنوعی! شوهرِ ملیحه یک شبه مجنون غیرتی است که حتی از شوخی کردن دایی ملیحه با همسرش هم به نقطه‌ی جوش می رسد! و کاری بلد نیست جز امر و نهی، فحش و کتک. مگر او در زمان آشنایی با ملیحه و رفت و آمدهای مخفیانه قبل از ازدواج، متوجه ظاهر و تیپ ملیحه نشده است؟! پس چطور جوانی این چنین غیرتی تن به ازدواج با دختری بدین‌سان داده است که حالا مجبور شده تا این حد بر او خرده بگیرد؟

اگر فیلمساز قصد این را داشته باشد تا مثلا با مطالعه‌ی چند پرونده‌ی دادگاه خانواده درباره‌ی زندگی یک روانی عصبی مزاج و یک دختر ساده دل فیلم بسازد، هیچ مشکلی وجود ندارد اما تعمیم دادن این کاراکترها به مسئله‌ی مرد و زن و حقوق زنان، آن هم به صورت فراگیر، امری نابخشودنی است. در فیلم «ملی و راههای نرفته اش» و اساسا در اکثر آثار خانم میلانی تعریفی که از مردان این سرزمین ارائه می شود تناسبی با واقعیت غالب جامعه ندارد. مردانی که همگی کتک می زنند!، بد دهان اند، فریبکارند، خودخواهند، چشم‌چِرانند، نگاهشان به زن کلفت وار است، خودشان در دوران مجردی از ارتباطات متنوعی برخوردار بوده و آن را حقِ خود می‌دانند اما نسبت به همسرانشان بسیار بددل اند، به خود اجازه می دهند که به راحتی به حریم شخصی زن‌ها جسارت کنند، تمام وقتشان صَرف نظارت به ناموس‌شان سپری می شود و اصطلاحا «به پا» هستند، همسر اختیار کردن را نوعی «برده داری» می دانند!، در مورد مسائلی از زندگی که از نظر زنان مهم تلقی می شود بی خیال‌اند و در یک کلام ضدانسان‌اند! اساسا زمانی که فیلمسازی بخواهد در این مقوله وارد میدان شود و طرح مسئله کند، باید نتیجه‌گیری از پیش تعبیه شده را خط بزند و گارد خود را نسبت به برخی از مسائل از بین ببرد. فیلم «ملی و راههای نرفته اش» گارد می گیرد و همه را با یک چوب می زند. به یاد بیاورید، چه شوهر ملیحه که یک راننده تاکسی است و چه شوهر آن خانم در دادگاه (ستاره اسکندری) که مهندس است و چه شوهر خانم مدیر خیاط خانه که دکتر است، همگی زنانشان را کتک می زنند! فرقی نمی کند در چه طبقه‌ای و با چه شغل و جایگاهی، خِصلت مشترکشان مرد بودن است (با اوصافی که در بالا اشاره شد) و کتک زدن! حتی فیلمساز علت بدرفتاری مادرشوهر ملیحه و سکوتش در مقابل کتک زدن‌های پسرش به ملیحه را عقده و کینه‌های انباشته شده‌ معرفی می‌کند، کینه از چه چیزی؟ از کتک‌هایی که خودش در جوانی از شوهرش (جمشید هاشم پور) خورده است و حالا در حالتی تلافی جویانه در صدد انتقام و ستم به عروس خود است! زمانی که این سوال پیش می آید که چرا شوهر ملیحه آنقدر تندخو و عصبی است، فیلمساز علت آن را در کتک‌هایی معرفی می کند که او از پدرش خورده است و اساسا کتک زدن را هم از پدرش آموخته است! وقتی نیره (السا فیروز آذر) که خواهرِشوهر ملیحه است و در عین حالی که خودش همسر دارد توامان با مرد دیگری در ارتباط است، باز هم فیلمساز نیره را محکوم نکرده و مقصر را تماما شوهر او می داند که رابطه‌ی سردی با نیره دارد و باعث بوجود آمدن رابطه‌ی پنهانی خانمش با مرد غریبه شده است. پس در یک کلام از نگاه کارگردان، در پس تمام مشکلات و معضلات، همیشه پای یک مرد در میان است و فی الواقع علت تام و تمام مصائب مردان می‌باشند.

این نوع نگاه نه تنها به شدت جانب دارانه و اغراق‌آمیز است، بلکه به نوعی، توهین به جایگاه زنان است که گویی هیچگونه اختیاری ندارند و اعمال و رفتارشان بستگی به واکنش مردانشان دارد و مجبور به اجبار رفتار جنس مخالف هستند. 

به زعم نگارنده؛ فیلم «ملی و راههای نرفته اش» یک اثرِ بدِ تاریخی برای تهمینه میلانی است، در حدی که اگر یک فمینیستِ تمام‌عیار پای آن بنشیند، از به ابتذال کشیدن لفظ فمینیسم به فیلمساز شکایت ببرد. متاسفانه خانم میلانی چند سالی است که با کنار گذاشتن قصه و فرم و شخصیت پردازی، سینما را به مثابه بلندگویی متصور شده و در حال شعار دادن می‌باشد. شعارهایی که غالبا ربطی به شخصیت ها ندارند و پرواضح است که فیلمساز با الصاق کردن خود در پوشش پرسوناژها در حال ابراز عقیده است، که قطعا این مسائل جز خصائص سینما نیست! سینما، قصه و شخصیت می طلبد تا اگر حرفی برای گفتن وجود دارد در جریان قصه و از اعمال و احیاناً صحبت‌های شخصیت‌های تکمیل شده بیان گردد، نه اینکه ردِپای کارگردان در جای جای فیلم به شکلی منفی آشکار شود. در این شکی نیست که خانم میلانی جز آن دسته از روشنفکران فرومایه و پشت کرده‌ی به مردم نیست. او دردمند است و قصد این دارد تا به مردمش راه و رسم درست زندگی کردن از نگاه خود را بیاموزد و صدای اقشارِ خاصی باشد، ولی تمام این اوصاف تحسین برانگیز، لازم است اما کافی نیست. بلاشک سینما لوازم و مراتب خاص خود را دارد که اگر اثری به سان «ملی و راههای نرفته اش» از رعایت کردن آن سرباز بزند، قطعا سینما تحویل مخاطب نمی‌دهد.

وسلام...

محمد افشاری _ اردیبهشت ۱۳۹۷


نقد دوم

✍ مهدیه عربیه

نقد فیلم از منظر روانشناسی:

 قبل از شروع لازم است که با آرامش و از نگاه دیگری به این فیلم نگاه کرد، بدون در نظر گرفتن کارگردانِ این فیلم و نقدهایی که به ایشان است و نه به فیلم.

با پخش این فیلم برخی از جامعه مردان و حتی زنان و منتقدان گاردی را نسبت به فیلم و خانم کارگردان گرفته اند. اینکه تا این حد، دچار درد فکری شده اند قابل تامل است و این خود نشانه ایست برای آنکه این فیلم فارغ از همه چیز حرفهایی برای گفتن دارد و مخاطب را به فکر وادار می کند و این تحسین برانگیز است.

من یک روانشناس هستم، نه نقدی به فیلم نامه دارم و نه گرایشی به فمنیسم. هرچند که زن هستم. اما فارغ از جنسیت برای همه خوشایند است. فیلمی با نگاه درست به آسیب های اجتماعی و جذابیت های نمایشی و روایتی جالب شاهد باشند.


« نقدی بر ملی و راه های نرفته اش »

نگرش فیلم ساز (میلانی) آسیب های اجتماعی و اساسا مسئله زن و نقش آن در اجتماع . یا خانواده برایش اهمیت بسیار دارد. طوریکه همه تلاش خود را می کند که این را به مخاطب خود القا کند. 

اولین نقدی که به این فیلم وارد می کنم شتابزدگی در محتوا و به وجود آوردن موقعیت هاست. به طوریکه این شتابزدگی روایت و اتفاقات این داستان را از منطق به دور می کند.

به عنوان مثال :

آنقدر علاقه ملیحه و سیامک زود اتفاق می افتد و جلو می رود که در باور نمی گنجد او در قرار اول پیشنهاد باغ لواسان را می دهد. اصلا چطور شد که کار به ازدواج کشید؟ یا خانواده ملیحه خیلی غیر منتظره با این ازدواج موافقت می کنند.

ما هیچ صحنه ای از خواستگاری یا حتی عروسی که باعث سوتفاهم سیامک شده بود نمیبینیم. هیچ جای فیلم ما اثری از برخورد سیامک با خانواده همسرش چه قبل ازدواج چه بعد ازدواج نمی بینیم.

همانطور که گفتم این شتابزدگی ها دعوا های پشت سر ملیحه و سیامک باعث قضاوت نا به جا در مورد این فیلم یا بهتر ، فیلمساز شده است. چرا که اتفاقات به طور مرتب و منظم به هم ربط داده نشده اند.

این فیلم اساسا در مورد آسیب جدی یک زن در خانواده است ولی متاسفانه هیچ راهکاری رهنمودی ، پیامی ، حتی جزئی هم به چشم نمی خورد جز تماس های یواشکی ملیحه با یک کارشناس.

با کمی انصاف و دقت می بینیم این فیلم برگرفته از واقعیت های زندگی برخی تکرار می کنم برخی ، از زنان و دختران این جامعه است که کودکی نوجوانی جوانی سرکوب شده ای را گذرانده اند. برای ملموس تر بودن آسیب های مطرح شده شخصیت را جز به جز مرور می کنیم.


به دلیل عدم دریافت محبت از نزدیکترین و مهمترین افراد زندگی خود ، پدر مادر برادر ، جذب مردی می شود به نام سیامک. سیامک پسری است که در خانواده ای بسیار آشفته و پر تنش بزرگ شده و الگویی چون پدر مستبد و خشن و مادر سرخورده خود دارد.

خانواده ملیحه مخالف پیشرفت تحصیلی و شغلی زن هستند. چرا که این تفکر را دارند که اگر دختر به دانشگاه برود یا وارد عرصه شغلی شود دیگر کنترلی روی آن نخواهند داشت و به اصطلاح عامیانه خیلی افراد ، دختر خود را از دست رفته می بینند.

به همین دلیل تنها فعالیت ملیحه خارج خانه رفتن به یک آموزشگاه خیاطی است و بس. حضوری محدود که به ملیحه اجازه شناخت افراد مختلف با فرهنگ های متفاوت را نداده بود.

خانواده آن برای حفظ تمنیت تنها دخترشان نادرست ترین راه را انتخاب کردند، محدودیت!

هر انسان محدودی به دنبال راهی است برای رهایی ، هرچند این راه به ضرر فرد تمام می شود. ازدواج همان راه است. یا بهتر بگویم تنها راه است برای رهایی این دختر. رهایی از توهین ها و فشارهای برادرش کنایه های مادرش و ...

دیالوگی که خود ملیحه درش به آن اقرار می کند : « من از دست شما فرار کردم ؤ‌به سیا پناه بردم یک جوری اعتماد به نفس من رو کشته بودید که فکر کردم که یه نفر که ازم خواستگاری کرده چه تاجی به سرم زده‌! »

ملیحه هنوز به آن بلوغ فکری برای زندگی نرسیده است. یا بهتر بگویم هیچ آموزشی ندیده است که آن را یاد بگیرد. و همچنان کودکانه برخورد می کند. مثل این سکانس که از سیامک سوال می کند : « اگر من زنت بشم من با چی میزنی؟ » این در ذهن ملیحه به این معناست که مرد اول و آخر دست بزن دارد، آن مردی مهربان است که نرم تر همسرش را بزند.

آموزشی دریافت نکرده است که قبل از ازدواج . در دوران دوستی و آشنایی خود از یکسری زنگ خطرها و هشدار ها به آسانی می گذرد. مثل چک کردن یواشکی موبایل ملیحه توسط سیامک ، تغییر رفتار های یکباره سیامک و ...

چیزی که باعث تاسف و افسوس است و هنوز خیلی در خیلی از خانواده ها به چشم می خورد . در این فیلم به آن اشاره شد این است که رفت و آمد های قبل ازدواج و صحبت هایی پیرامون آن برای آشنایی بیشتر از نگاه خانواده ملیحه و خیلی های دیگر باعث آبروریزی و حرف و حدیث های بقیه که موجب بی آبرویی است می گردد.

اگر این چنین تفکری وجود نمی داشت باعث دوری ملیحه از خانواده و رابطه ی پنهانی و به دور از چشم خانواده با سیامک نمی شد. که همین بهانه ای برای سو استفاده سیامک از ملیحه می شود و چنینی موضوعی را بعد از ازدواج در جمع مطرح کردن او را خراب خواهد کرد.

ازدواج بزرگتر ملیحه بعد از ازدواج هیجانی و بدون تحقیقی که داشت این بود که آن دسته از حساسیت های سیامک و به قولی از رفتار های او هم رنج می برد و هم به آن آگاهی داشت. و ملیحه با عدم صداقت و گاهی دور زدن سیامک و لجبازی هایی برای مقابله به مثل کردن باعث تشدید این حساسیت های افراطی و مریض گونه همسرش می شود که به غلط آن را غیرت معنی می کنند.

بزرگترین نقد به این قصه نداشتن بزرگتری در فیلم است. فردی به عنوان راهنمای درست. مادری که تمام هوش و حواسش معطوف سریال های ترکیه ایست

پدری که ماهیت پدری خود را از دست داده . از تعصب پسرانش راضی است و به نوعی تربیت دختر را به پسران واگذارده.

برادرانی که در انتهای مسیر به یادشان می افتد که به تنها خواهرشان باید بها بدهند، فرصت صحبت کردن، نشستن پای حرفهایش و حتی قربان صدقه اش رفتن.

چیزی که در این فیلم خالی است این است که ملیحه می توانست از راه درست و منطقی به نتیجه دلخواه برسد. می توانست از این تهدید و فروپاشی برای خود ، با عشق و علاقه ای که سیامک به او داشت فرصت بسازد ولی با لجبازی با مشاجرت دروغ هایی فراوان دور زدن های یواشکی هم از سیامک و هم از زندگی مشترک فاصله گرفت و هم خشم و عصبانیت سیامک را تشدید نمود به طوری که جر و بحث ها نبدل به اهانت و زد و خورد های فیزیکی شد.

اینجا سیامک هم قربانی خانواده ای از اساس بهم ریخته و فروپاشیده است. الگوی رفتاری این پسر ، پدری است که طی سالیان سال شاهد آزار اذیت های او نسبت به مادر و خواهرش  و خود بوده است. سیامک در این خانواده رشد کرده شکل گرفته و الگو پذیرفته است. مادری سرخورده که دلیل ماندن و ادامه زندگی مشترکشان را فرزند می داند در خالی که او با عقده های حقارتی که در این سالها توسط همسرش با آن درگیر بوده هرگز موفق به تربیت فرزندان خود نشده و خود نیز آسیب جدی برای فرزندانش به حساب می آید. و چون مادر خانواده دلیل تحمل این همه تحقیر و کتک و زندگی آشفته را بچه های خودش می داند، نسبت به آنها دچار نوعی خشونت ورزی شده بود که ما شهاد پرخاشگری و تندی رفتارش با دختر خود و ملیحه هستیم.

نکته دیگر که اینجا مطرح می شود بحث خیانت و روابط موازی است. در اینجا ما دختری را داریم که برای رهایی از مشکلات خانوادگی تن به ازدواجی ناخواسته می دهد. وقتی نیره می خواهد از زندگی خود با همسرش تعریف کند اول از خوبی های او شروع می کند این نوع رفتار نشات گرفته از عذاب وجدان درونی وی است یا نوعی واکنش وارونه.

او می گوید همسرش خوب است ولی حرفی برای گفتن ندارد. باهم بیرون می روند ، همسرش حرف گوش کن است ، در کارها کمک اش می کند . مهمتر از آن گیر های برادرش را ندارد ، دست بزن ندارد ، در نهایت او خوب است اما آنچه که باید باشد نیست.

او هم برای جبران کمبود های خود وارد رابطه ای نانتعارف می گردد و برای توجیه می گوید که این آشنایی باعث بهبود رابطه اش شده و بیشتر به شوهرش محبت می کند و طرف مقابل هم رابطه بهتری با زن و بچه خود پیدا کرده است. اینجا هم به غلط فکر می کنند که کارگردان در حال دفاع از این نوع رابطه است اما در دیالوگی که ملی با نیره دارد به وضوح مشخص است چنین قصدی ندارد و هدف از مطرح کردن آن به این دلیل است که آسیبی دیگر را نمایش دهد.

ملیحه با علم به اینکه تفاوت بسیاری در نگرش و عقاید با نیره دارد اما این رابطه را حفظ می کند. و به خوبی از غلط بودن این رابطه مطلع است. اما باز رابطه اش را ادامه می دهد با اینکه می داند سیامک از این رابطه راضی نیست. این رابطه به این دلیلی ادامه میابد که نیره تنها پل او با دنیای بیرون است. او تنها کسی است که ی تواند با وی رفت و آمد کند. خرید، رستوران و ... برای همین تنها منجی خود را حفظ کند.

چند نکته خارج از محدوده فیلم هست که اساس زندگی همه ماست.

اینکه باید باور کنیم چه به عنوان پدر و مادر ( زن و شوهر ) چه به عنوان فرزند ما یک خانواده هستیم با قوانین با قوانین و قواعد مختص اون خانواده که باید به آن احترام بگذاریم.

نکته مهمتر تربیت و آموزش درست و صحیح فرزند این خانواده است چرا که ما فقط یک بچه را تربیت نمیکنیم ما یک نسل را شکل می دهیم و هرکدام از ما به این نسلی که قرار است شکل بگیرد تعهد و مسئولیت داریم.

و نکته آخر ، خودباوری و عزت نفس است. اگر هرکدام از ما در هرجایگاهی که در آن هستیم به خود اعتماد داشته باشیم و آن مسئلیت را که به عهده داریم به نحو احسن انجامش دهیم این حس رضایت از خود درونی می شودو برای ارضا کردن این حس نیازی به پناه بردن به دیگری نداریم.

قبول کنیم هرکدام از ما نقص هایی داریم و هیچ کدام 100٪ کامل نیستیم ،‌اینکه برای جبران کمبود هایی که داریم به فردی که او نیز دچار کمبود هایی است پناه ببریم شاهد یک سیامک و ملیحه دیگر خواهیم بود.

دکتر مهدیه عربیه روانشناس بالینی









از اینکه سایت ما را انتخاب نموده اید خوشحالیم .ما سعی نموده ایم در این سایت به بررسی و نقد فیلم های روز دنیا و سینمای ایران بپردازیم که شما عزیزان می توانید با ما در تماس باشید .



ستاره ها ملاک خوبی و بدی آثار نیست. فقط نقد است که فیلمها را ارزیابی می کند.

ارسال بررسی


نام و نام خانوادگی:سید محسن باقری

سوال:

متن توضیحات:سلام دوستان خوب نقدزی امشب یا فردا میزگردی مکتوب و کوتاه به بهانه این فیلم و این نقد برای آثار مردستیز خانم تهمینه میلانی قرار میدیم که امیدوارم مورد توجه قرار بگیره. با حضور محمد افشاری _ سید محسن باقری _ آبتین _ سینا لسانی

جواب:در حال بررسی...

نظر در مورد نقد

نام و نام خانوادگی:فریبا

سوال:نظر در مورد نقد

متن توضیحات:به نظر من منتقد اصلا ایران زندگی نمیکنه! غالبِ جامعه اینطوری نیستن؟! حتی توو شوخیاشونم همینن.. حتی دوست پسرا هم کتک میزنن چه برسه به شوهر! یکهو غیرتی شد؟ از اول یه چشمه هایی اومد.. درسته ملیحه زیادی ساده ست.. ولی انقدرا هم اغراق آمیز نیست.. و ما روزانه خیلی هم زیاد از این رفتارا می بینیم.. و دخترایی که به همین رفتارا راحت تن میدن!

جواب:در حال بررسی...

نظر در مورد نقد

نام و نام خانوادگی:فریبا

سوال:نظر در مورد نقد

متن توضیحات:به نظر من منتقد اصلا ایران زندگی نمیکنه! غالبِ جامعه اینطوری نیستن؟! حتی توو شوخیاشونم همینن.. حتی دوست پسرا هم کتک میزنن چه برسه به شوهر! یکهو غیرتی شد؟ از اول یه چشمه هایی اومد.. درسته ملیحه زیادی ساده ست.. ولی انقدرا هم اغراق آمیز نیست.. و ما روزانه خیلی هم زیاد از این رفتارا می بینیم.. و دخترایی که به همین رفتارا راحت تن میدن!

جواب:در حال بررسی...

برو بالا
0px
نقد و بررسی