اشتراک گذاری
ورود منتفدین
نقد نقاشی: زمستان 2

منتقد : فرزان ارجمند     (مشاهده پروفایل)



نقد نقاشی: زمستان 2

مجموعه نقاشی های زمستان

✍️ فرزان ارجمند

زمستان 2

معرفی نقاشی:

 خالق اثر سوّم از مجموعه ی زمستان، "پیتر بروگل" نقاش هلندی است. بروگل با نام مستعار "بروگل روستایی" یکی از سرشناس ترین نقاشان دوران رنسانس اروپای شمالی است.او آثار زیادی با مضمون زمستان خلق کرده است اما به نظر من بهترین اثر او "شکارچیان در برف" است. در این اثر بروگل حیات انسان در دهکده ی هلندقرن شانزدهم را در یک نمای لانگ شات به تصویر می کشد.


نقذ و بررسی:

 دهکده در ازدحام دهقانانی است که برای زمستان سخت آماده می شوند و در تلاطم کار و تلاش غرق شده اند. شکارچی های خسته و بی رمق همراه سگ های شان —که خسته تر از صاحبانشانند— از شکاری بی حاصل بازگشته اند. در سمت چپ تصویر، چند نفر جلوی مهمانخانه مشغول برپا کردن آتش برای دودی کردن گوشت خوک هایی که از یک ماه پیش پروارشان کرده اند— هستند تا در روزهای سرد و تاریک زمستان ذخیره ی گوشت داشته باشند. کمی آن طرف تر از شکارچیان ردپای خرگوشی است که با شنیدن صدای گام های آن ها فرار کرده و در میان بوته ها مخفی شده است. بچّه ها و جوان ترها در حال اسکی کردن و هاکی بازی کردن بر روی دریاچه ی کوچک یخ زده هستند. زندگی در جای جای دهکده جاری است. به نظر من مهم ترین اصل رُنسانس، انسان گرایی و قرار گرفتن انسان در مرکزیّت ذهن ها و اندیشه ها است و این اثر نماینده ای بر حق برای اندیشه ی انسان گرایی یا همان اومانیسم است.

 تضاد، قلب تپنده و منبع انرژی این اثر هست و شخصیّت اثر را شکل می دهد. بروگل در یک طرفِ این تضاد با رنگ های سفید، خاکستری و آبی طبیعتی سرد و آسمانی ابری خلق کرده است. طبیعتی که در خواب زمستانی است و پویایی خود را از دست داده است. در سمت راست تصویر بروگل آسیابی را به تصویر کشیده است که یخ زده و از حرکت ایستاده، گویی زمان مرده و طبیعت هر آن چه را که سرِ راه خود دیده در خوابی عمیق فرو برده است. درختان با خطوطی صاف و ایستا و خالی از شاخ و برگ بر این سکون و سکوت افزوده اند. تنها صدای کلاغ هاست که این سکوت را می شکند. گویی در ستایش سیاهی، سرود مرگ و تاریکی می سرایند.

 در طرف دیگر این تضاد، انسان و احساس هایش ایستاده است. انسانی که با تمام ضعف ها، دردها و رنج هایش از زیستن باز نمی ایستد. انسانی که با وجود آگاهی بر مرگ خویش از حرکت نمی ایستد. شکارچی های خسته و تا حدی ناامید، دهقانان پر از اضطراب و جنب و جوش، کودکان و جوانان در حال شادی و تفریح، سکوت طبیعت را می شکنند و از سکون و رِخوتش می کاهند. همه ی این ها جزئی از زیستن و انسانیت استد و هر انسانی با تمام ضعف ها و کاستی هایش همچنان انسان است و شایسته ی خوب زیستن.

 اینجاست که بروگل تضادی دیگر می آفریند. تضادی که میان او و کلیسا در نوع نگاهشان به انسان به وجود می آید. کلیسایی که سال ها انسان و حس ها و امیالش را سرکوب کرده و در حاشیه قرار داده بود. انسانی که خود را در مقابل جبر هستی ناچیز می شمرد، در این اثر بروگل، با طبیعت مبارزه می کند و سرنوشت خویش را به دست می گیرد. این احساسات و غرایز انسانی است که او را در این زمستان سوزناک به حرکت وامی دارد و گرمای درونی خویش را بر این طبیعت خاموش جاری می کند.

 پیتر بروگل با خلق این تضاد، وجه هایی از انسان و طبیعت را به نمایش می گذازد که در طول قرون وسطی تحت شدیدترین سانسورها و سرکوب ها از یادها رفته بود و این همان نگاه انسانی است که اثر را ماندگار کرده است. نگاهی که آثار هنرمندان دوران رنسانس را تا ابد جزء آثار کلاسیک قرار خواهد داد. نگاهی که دیگر خبری از آن در هنر مدرن نیست. 









از اینکه سایت ما را انتخاب نموده اید خوشحالیم .ما سعی نموده ایم در این سایت به بررسی و نقد فیلم های روز دنیا و سینمای ایران بپردازیم که شما عزیزان می توانید با ما در تماس باشید .



ستاره ها ملاک خوبی و بدی آثار نیست. فقط نقد است که فیلمها را ارزیابی می کند.

ارسال بررسی


نام و نام خانوادگی:

سوال:

متن توضیحات:انشاء خوبی بود

جواب:در حال بررسی...

برو بالا
0px
نقد و بررسی