اشتراک گذاری
ورود منتفدین
بزرگنقد - قسمت اول: تاریخچه شکل گیری نقد سینمایی در ایران

منتقد : پژمان خلیل زاده     (مشاهده پروفایل)



بزرگنقد - قسمت اول: تاریخچه شکل گیری نقد سینمایی در ایران

بزرگنقد: قسمت اول

تاریخچه شکل گیری نقد سینمایی

✍️ پژمان خلیل زاده

 می توان گفت اولین متن فارسی سینمایی را در تاریخ مظفرالدین شاه قاجار در سفری که به فرنگ داشت نوشت. او از فیلم برادران لومیر تعریف کرده و به قدرت جادویی سینماتوگراف اشاره می کند، که وی را مسخ خود کرده است. او در همان سفر دستور می دهد این دستگاه را خریداری کنند و با خود به ایران بیاورد. در تاریخ سینمای ایران اولین فیلمساز ابتدایی هم مظفر الدین شاه می باشد. او از کاخ گلستان با کمک آقا میرزا صحاف باشی اولین تصاویر چند ثانیه ای را از افراد کاخ ثبت نمود و اولین فیلم داستانی را به کارگردانی خودش از فَلک کردن یک کوتوله ساخت.

 پس از افتتحاح اولین سالن های سینما در بهبوحه ی سالهای 1304 تا 1308 و نمایش اولین فیلمهای صامت فرنگی و دو فیلم ایرانی آبی و رابی و دختر لُر، دو نشریه مشهور آن زمان یکی "صبح صادق" و دیگری "سوراسرافیل" برای برخی آثار سینمایی اولین مطالب سینمایی را در تاریخ ایران به چاپ رساندند. مطالبی کوتاه در چند جمله که نام بازیگران، رجیستور و محل سالن پخش کننده را آگهی می کردند. می توان گفت این متون نخستین ریویوهای سینمایی در تاریخ نقد سینمایی ایران می باشند که به طور جالبی همه شان بدون امضا و بی نام بودند. به این دلیل که در آن زمان نوشتن در مورد سینما عملی پَست و فرومایه در نشریات تلقی می شد و هیچ نویسنده ای راضی نمی شد که با اسم خود به قولی قلمش را در نشریات کثیف کند. البته متون بسیار خلاصه ای در خاطرات و نامه نگاری های روشنفکرهای آن دوران همچون: میرزاده عشقی، محمد علی جمالزاده، بهار و حتی ایرج میرزا دیده می شود که آتها از هیجان شان در برخورد اول با پرده و سینما گفته اند.

 اما اولین فردی که در ایران این جسارت را به خرج داد که اولین نشریه ی سینمایی را دایر و آن را منتشر کند، علی وکیلی بود. وی در سال 1308 مجله ای با عنوان "سینما و نمایشات" به چاپ رساند که در آن از هنر سینما و چگونگی تصویربرداری و نور و بازیگری صحبت می کرد. در این مجله به جز متون علی وکیلی و نصرالله فلسفی سایر نوشته ها بدون امضا و نام بودند. این نشریه به بازیگران و نوع اَکت و هنرنمایی شان می پرداخت و از داستان فیلم ها می گفت.

 علی وکیلی در نخستین سخن در جایگاه سردبیری، از هدفش برای تاسیس این نشریه اینگومه نوشته بود: "در همه جای دنیا که سینما هست، مجلات و نشریه های سینمایی هم موجود هستند و برای معرفی فیلم ها فعالیت می کنند و این کار بسیار فایده دارد." اما نشریه ی سینما و نمایشات فقط تا دو شماره دوام آورد، چون بازخوردی کاملا منفی داشت.

 فضای ژورنالیستی سینما در ایران تا سال 1320 در خوابی عمیق فرو رفت تا اینکه در این سال علیرضا امیر معز دست به تاسیس کانونی به نام جوان زد که در کنارش به تقلید از مجلات آمریکایی، نشریه ای سینمایی را بنام "هالیوود" منتشر نمود که به صورت کاملا شُسته رُفته فقط به داستان خطی فیلم ها، حواشی و آگهی های سالن ها می پرداخت. اما پس از انتشار چند شماره این مجله برخی از کانون های هنری مانند انجمن قلم ادیبان به این مجله حمله کردند که چرا یک نشریه ی هرز باید در سطح جامعه پخش شود. نشریه ایی که به پدیده ای سخیف و مبتذل همچون سینما می پردازد که هیچ جایگاه هنری ندارد.

 امیر معز در یکی از شماره های هالیوود پاسخ این منورلفکرهای قدیمی را می دهد. او به آنها تاخته و می گوید:"بهتر است که عقیده تان را تغییر دهید. سینما امروز دیگر مکان سیرک و ژانگولر بازی نیست. سینما امروز تا بن دندان بیننده اش را سرگرم می کند. اگر شب ها به خیابان ها بیایید، می بینید که مردم کوچه و بازار چطور در صف های طویلی می ایستند تا بلیط تهیه نمایند تا فیلم ببینند. از نظر شما سینما هنوز ارزش هنری ندارد. این بخاطر این موضوع است که فهم هنرهای زیبا مستلزم پرورش دقت است و به تجربه ثابت شده که بیش از 90 درصد مردم دارای دقت تربیت شده نیستند و ارزش نمایشهای تربیتی و علمی را درک نمی کنند." این مجله تا دو سال به انتشار ادامه می دهد و بیشتر به حواشی سینما می پردازد تا نقد جدی.

 اما در سالهای 1324 تا 25 اتفاق بزرگی در حیطه ی ادبیات سینمایی می افتد و آن انتشار مجله ی هنری امید به سردبیری نصرالله فلسفی است. در این نشریه بخشی هم به سینما اختصاص داده می شود که نخستین متون استاندارد در حیطه ی نقد از این مجله پا می گیرد.

 احمد ابریشمی نخستین نامی است که مطالب استاندارد سینمایی در مدیومی نقدمآبانه در مجله ی امید به نگارش در می آورد و در عملی تازه چهارستاره را به عنوان ارزش دهی به فیلمها به عنوان قانون در صفحه ی سینمایی اش مُصوب می کند که این معناها را دارد:: خیلی خوب، خوب، متوسط، ضعیف. فیلمها از این به بعد در این نشریه با تراز ستاره ها بالانس می شوند و در کنارش متن خلاصه وار نویسنده در مورد فیلم.

 برای نمونه وقتی در سال 1325 فیلم سوءظن ساخته ی آلفرد هیچکاک به نمایش گذاشته شد، احمد ابریشمی به آن 2 ستاره می دهد و نقدی برای این فیلم می نویسد. این ساده ترین و نخستین نقد کوتاه منتشر شده در ایران است که با زبانی بسیار ساده فیلم هیچکاک را روایت می کند.

 نقد احمد ابریشمی به فیلم سوء ظن:"برای انجام رول های نخست این فیلم هیچکس مناسب تر از کاری گرانت و جون فونتین نبوده است. زن جوانی که تازه ازدواج کرده است در اثر اختلال فکر تصور می کند که شوهرش جانی است و می خواهد او را نیز به قتل برساند. بنابراین شب و روز از شوهر سوءظن داشته و هر یک از مهربانی های شوهر را بهانه ای برای قتل خویش می پنداشته است. در این فیلم نیز فکر آلفرد هیچکاک رژیستوری که همیشه فیلم را اسرار آمیز می سازد، بکار رقته است. این فیلم از روی کتابی که فرانسیس آیلز بنام پیش از حقیقت نوشته برداشته شده ولی در کتاب موضوع بصورت دیگری است. یعنی شهر زن فی الحقیقه قاتلی است که زن خود را نیز به قتل می رساند. آکادمی صنایع و علوم سینمایی جون فونتین را برای مهارتی که در این فیلم نشان داده بهترین ستاره زن سال 1941 شناخته جایزه معروف اسکار را به او داده است."

 همانطور که می بینید متن کوتاه ابریشمی از دیدگاه امروز شاید بیشتر یک ریویوی ساده بنظر آید ولی در آن زمان این حرفهایی که از بدنه ی فیلم همچون تفکر فیلمساز و منبع اقتباسی و جایزه ی اسکار زده می شد یک تازگی شِگرف داشت تا جایی که می توان دیدگاه ابریشمی به عنوان یک منتقد کنجکاو و فیلم فهم را از لابه لای متون بیرون کشید. برای مثال او مانند دیگران به فیلم نگاه نکرده است و به طور جالبی با اینکه تا به آن زمان هیچ نظریه ی سینمایی و نقدخارجی در ایران وجود نداشت، ابریشمی با احساس و عقل خود به طور غیرمستقیم به موتیف تعلیق سینمای مولف مدار هیچکاک اشاره می کند و از نوع حرف زدنش در مورد فیلم، خوانندگان را مجاب می کند که در انتخاب فیلم و نام کارگردان از این به بعد دقت به خرج دهند. حال چرا دقت؟؟؟

 در سال های 1350 ایرج صابری بهمراه هژیر داریوش مصاحبه ای کوتاه از احمدابریشمی در کهولت سن می گیرند که او از دوران قدیم صحبت می کند. 

ابریشمی می گوید:"در آن زمان فیلمهای عربی با شرکت عبدالوهاب و ام کلثوم تماشاچیان ما را مسحور خود کرده بود و بعد فیلمهای هندی مثل هنسای عرب. به مرور در کنار آثار مصری، فیلمهای آمریکایی توسط تهیه کنندگان عربی به ایران فروخته می شد که آثار دسته چهارم و پنجم سینمای کشور خودشان بود. این فیلمها بشدت خط خطی و بی کیفیت بودند، اما ارزش این آثار که در میانشان سینمای صامت مانند مورنائو و لانگ و آثار درجه یک آمریکایی مثل هیچکاک و فورد وجود داشت که من برای مخالفت با سینمای مبتذل عربی به نوعی مخالف تهیه کنندگان عرب می نوشتم. اما همان زمان هم بسیاری از متون ما را نشریات تخطئه می کردند و یا از قدرت دلال ها می ترسیدند. برای نخستین بار در ادبیات نقد فیلم جلال ریاحی بود که به جای رژیستور واژه ی کارگردان را استفاده کرد. این که امروزه می گویند (سال 1350) من این واژه را به ادبیات نقد وارد کردم درست نیست." ابریشمی در ادامه می گوید: "زیاد در کار نوشتن مهارت ندارم، با این حال مدت چهارده سال به عنوان خبرنگار سینمایی در نقاط مختلف دنیا فعالیت کرده ام و با مشاهیر سینما مصاحبه ترتیب داده ام. البته اینها پس از آن سالهای ابتدایی مطلب نوشتنم برای نشریه ی امید بود."

 حمید ابریشمی به نوعی به عنوان اولین منتقد - ریویونویس - خبرنگار سینمایی ایران بر خلاف سینمای فارسی و مبتذل عربی و هندی رایج در زمانش از عشق خود بهویلیام وایلر، رابرت لئونارد، لوئیس مایلستون و هنری هاتاوی می گوید. ایرج صابری در مصاحبه اش می نویسد:"ابریشمی با آن کهولت سن وقتی که از هاتاوی نام برد، مکثی می کند. گویی هیجانی سوزناکی به درونش رخنه کرده و اشکی از جنس یک عمر خاطره و عشق به سینما در چشمانش حلقه می زند. از او دلیل این مکث اش را پرسیدم و گفت: هاتاوی را که گفتم ناخودآگاه تصویر ریچارد تالماج جلوی چشمانم آمد بخصوص در فیلم دنیای سیرک.

پایان قسمت اول









از اینکه سایت ما را انتخاب نموده اید خوشحالیم .ما سعی نموده ایم در این سایت به بررسی و نقد فیلم های روز دنیا و سینمای ایران بپردازیم که شما عزیزان می توانید با ما در تماس باشید .



ستاره ها ملاک خوبی و بدی آثار نیست. فقط نقد است که فیلمها را ارزیابی می کند.

ارسال بررسی


برو بالا
0px
نقد و بررسی