اشتراک گذاری
ورود منتفدین
بزرگنقد - قسمت دوم: اولین منتقد حرفه ای ایران

منتقد : پژمان خلیل زاده     (مشاهده پروفایل)



بزرگنقد - قسمت دوم: اولین منتقد حرفه ای ایران

بزرگنقد: قسمت دوم

تاریخچه شکل گیری نقد سینمایی در ایران

✍️ پژمان خلیل زاده

اولین منتقد حرفه ای ایران: طغرل افشار

 در پروژه ی بزرگنقد که بررسی تاریخِ نقدنویسی در ایران است، به روزهای نخستِ شکل گیری نقد سینمایی در ایران اشاراتی کردیم. همانطور که در قسمت قبلی عنوان شد، نقدنویسی از اواسط سالهای 1324 در مجله ی امید با نقدهای احمد ابریشمی پا گرفت. در این سالها بیشتر شاهد ریویوها هستیم. متونی که آثار فرنگی را مورد ستایش قرار می دهند تا کمی در مقابل فیلمهای سخیف و مبتذلِ هندی و مصری که در سینماهای ایران نمایش داده می شوند، قد عَلَم کنند. با این نقدها بود که برخی کمپانی ها مثل میترا فیلم تصمیم گرفت، آثاری مثل: سوءظن اثر هیچکاک، دلیجان اثر جان فورد و مونت دومونت کریستو را در سالن های تهران اکران نماید. در مجله ی امید در کنار یادداشت های احمد ابریشمی مُتونی را در شماره های متداول می بینیم که امضای "جلوه" پای آنها خورده است. جلوه بیشتر به عوامل سینما می پرداخت و خوانندگان را با پروسه ی فیلمسازی استودیویی در هالیوود آشنا می کرد. به موازات همین سالها، شاهپور بهروزی و فرامرز حسنی در مجله کاویان وامیرحسین فرهنگ در مجله ی فردوسی که جدیدا صفحه ای را به سینما اختصاص داده بود، قلم می زدند. در کنار اینها مجله ای کوچک هم بنام صبا منتشر می شد که محمود فخرداعی شروع به چاپِ سلسله مقالات برای فیلمها می کند. مقالاتی توضیحی در مورد نحوه ی ساخت، بازی ها و کارگردانی. در سال 1326 بهروز گیتی و رضا کریمیان نشریه ی امید ایران را راه می اندازند که به زندگی هنری ستارگان سینما اعم از: همفری بوگارت، جان وین، گرتا گاربو و.... می پردازد. در این مجله  صفحه ای هم مختص آشنایی با کارگردانان راه می افتد که به بیوگرافی فیلمسازانی مثل: هیچکاک و هاکس و فورد و کاپرا می پردازد. همانطور که مشاهده می کنید اولین موج یادداشت های سینمایی همه حول سینمای هالیوود جریان دارد و اشتراک تمامی این نویسندگان به یک چیز مختص است. اینکه سینما یعنی هالیوود و نه ملودرام های موزیکالِ هندی و مصری.

 در این سالها کم کم از زیر خاکستر، نقد سینما شروع به تولد می کند. این تولد با ظهور اولین منتقد حرفه ای ایران، طغرل افشار (شوالیه) است. او دانش آموخته ی رشته ی حقوق بود و به مدد پدرِ دانشمند و استاد دانشگاهش، جلال افشار، در همان سنین 15 سالگی با نویسندگی و نقد ادبی و هنری آشنا شد. افشار یکی از سرسخت ترین منتقدان سینمای هند و مصر بود و در مقالات پی در پی در مجله ی امید و فردوسی، با قلم جادویی اش، کمپانی های تجاری ایرانی را متهم به جنایت فرهنگی می کرد. او به الگویی که این دلالان سینما برای سینمای ایران شکل داده بودند، می تاخت و عملِ بدون فکر آنها را در ترویج سینمای هند و مصر و فیلمهای رده چهارم ترکی را ابتذالی برای سطح سلیقه ی مخاطب ایرانی و تبدیل شدن به الگوی فیلمسازی برای سینماگران ایرانی می دانست. شاید بِتوان گفت اگر در همان سالهای 1329 حرف های طغرل افشار جدی گرفته می شد، هیچ وقت شاهدِ تولد فیلمفارسی و ابتذال سینمایی به شکل سخیفش در ایران نمی بودیم. افشار بهترین الگو برای فیلمسازی را سینمای غنی آمریکا می دانست. او کاپرا و هیچکاک و فورد را می ستود و در مقالات کنایه آمیزش به بی سوادی تهیه کنندگان و کارمندان تلویزیون ملی و فیلمسازان تِکنسین نهیب می زد.

طغرل افشار پس از همکاری با مجله ی امید و فردوسی وقتی به سرِ زبان ها افتاد و همه وی را منتقدی تلخ زبان و در عین حال بِشدت احساسی می شناختند، در سال 1333 با کمک چندتن از دوستانش مجله ی پیک سینما را منتشر ساخت. پیک سینما در میان هنرمندان و جامعه ی روشنفکری بسیار مورد اقبال واقع شد، اما زیاد دوام نیاورد و به دلیل مشکلات مالی و چوب لای چرخ گذاشتن های دلالان سینمایی که تجارتشان در سینمای هند و مصر بود، پس از یازده شماره بسته شد. افشار پس از این به روزنامه ی قدیمی کیهان نقل مکان کرد و تا آخر عمرِ کوتاهش در این روزنامه نقدها و مقالات سینمایی می نوشت. افشار را می توان معمار نقد سینمایی در ایران دانست. او با ایجاد پُلی میان یادداشت های ابتدایی سینمایی و نگاه تخصصی، نقد فیلم را در نشریات مرسوم نمود. 

در نوشته های او عشق مفرط اش به سینما موج می زند: "شاید تصور کنید پس از تماشای فیلم دون ژوان به خانه مراجعت نمودم، خیر. بلکه برای سانس سوم به سینما رکس رفتم تا یکبار دیگر شاهکار مهیج و جنایی-پلیسی کارخانه ی برادران وارنر را که هنرپیشگانی همچون: جیمس کاگنی با ویرجینیا مایو، ادموند اوبرین، استیو کاچران رُل های اول آنرا بر عهده دارند، تماشا نمایم..." (مجله ی سپید و سیاه – شماره 1 – مرداد 1332) نوشته های طغرل افشار حال و هوایی دیگر در مقایسه با یادداشت های دیگران داشت. او در متونش سعی می کرد با خواننده همراه شود. اولین چیزی که نظرِ افشار را در یک فیلم جلب می کند، پیامی است که فیلم می خواهد بدهد؛ بعد ساختار و درام و بازیگردانی و کارگردانی.

 او در مقاله ای مشهور کارِ نقد فیلم و وظیفه ی منتقد و مشکلاتی که برای این کار وجود داشت، این چنین می گوید: "انتقاد، یگانه و بهترین وسیله ی مبارزه جهت اصلاح هنر و راهنمایی هنرمندان بشمار می رود با وجود اینکه توده ی مردم و حتی خوانندگان جَراید و کتاب هنوز آنطور که لازم است به اهمیت نقد پِی نبرده اند و کلیه نویسندگانی که قلم انتقادی داشته و در زمینه های هنری مطالب انتقادی نوشته اند پس از چند مدتی بعلت عدم درک اجتماعی مردم، دست از این کار کشیدند. ولی باید انتقاد را برای توسعه روشن بینی عمومی ادامه داد، اگر حقیقت را بخواهید، هنوز اکثریتِ قاطعی به مفهوم اصلی انتقاد آشنا نشده و اصلا از این کلمه سر درنیاورده و معنی آن را بدگویی از چیزی می دانند، چون هیچ یک از هنرها در ایران به مفهوم واقعی خود شناخته نشده. انتقاد هم یکی از مسائل دشواری است که هنوز سطح فرهنگ کشور اجازه شناختن آنرا نمی دهد. بارها شنیده ام که افراد روشنفکر و تحصیلکرده عمل انتقاد را مسخره کرده و مباحث انتقادی سینما را مطالب غیرمفهوم و بی ارزش خوانده اند، همین اشخاص هنگامی که با من روبرو شده اند، بقول خود دوستانه تذکر می دادند که دست از این کار بیهوده و مسخره بردارم و اصلا هنر سینما را کوچکتر از آن می دانستند که درباره ی آن بحث شود. این طرزِ فکر متاسفانه میان طبقه ی مُنورالفکر این کشور که کاری جز گردش در خیابان های مرکزی شهر و عَیاشی ندارند، شدیدا نفوذ دارد. سینما برای این اشخاص یک وسیله ی وقت گذرانی است و در جراید چیزی جز نوول های جنایی و هوس انگیز و عشقی و داستان های جنایی نمی خواهند که بخوانند. بارها شده با مدیران جراید بر نوشتن مطالب سینمایی بحث کرده ام، آنها عقیده داشتند که باید سلیقه ی اکثریت رعایت شود، ولی ما خوب می دانیم که چه نوع فیلمهایی مانند "دختر چوپان" از میان محصولات فارسی و "طرابلس" و "یاسمین"، "چراغ جادو" و "جانباز" از میان محصولات خارجی با استقبال شدیدی روبرو می شوند در حالیکه شاهکارهای پرارزشِ هنری و اجتماعی که تجلی واقعی هنر سینما هستند مانند "تراموائی به نام هوس" و "پایان یک عمر" اصلا مورد استقبال عمومی روبرو نمی شوند. البته در طی این چند سال بطور محسوسی سطحِ فکر مردم بالا رفته و بتدریج فیلمهای پرارزش نیز با استقبال عمومی روبرو می شوند. از جمله فیلمهای "لغزش" و "جانی بلیندا" که مدت های متمادی در تهران به نمایش در آمدند


..........مقاله ادامه دارد.........."

پ.ن: "با تشکر از استادم ایرج کریمی - بخصوص تلاش های ایرج صابری در تنظیم و جمع آوری این نقدها"









از اینکه سایت ما را انتخاب نموده اید خوشحالیم .ما سعی نموده ایم در این سایت به بررسی و نقد فیلم های روز دنیا و سینمای ایران بپردازیم که شما عزیزان می توانید با ما در تماس باشید .



ستاره ها ملاک خوبی و بدی آثار نیست. فقط نقد است که فیلمها را ارزیابی می کند.

ارسال بررسی


برو بالا
0px
نقد و بررسی