اشتراک گذاری
ورود منتفدین
مقاله ماروِِل از سقوط تا ظهور

منتقد : محمد تقی کلاته ملایی     (مشاهده پروفایل)



مقاله ماروِِل از سقوط تا ظهور

مقاله: ماروِل از سقوط تا ظهور

✍️ محمد کلاته ملایی

 هدف از این نوشته، نقد و بررسی فیلم های شرکت ماروِل نیست؛ بلکه پرداختن به ویژگی ها و نکاتی ست که باعث شد تا شرکت ماروِل حالا به یکی از غول های عصرِجدید تبدیل شود. بر کسی پوشیده نیست که در عصرجدیدِ سینما، اَبَرقهرمانان نقش پررنگی در محصولات سینمایی دارند. سالی چند فیلم ابرقهرمانی اکران میشود و مرزهای فروش را جابجا می کند. استیون اسپیلبرگ زمانی هشدار داده بود که فیلمهای ابرقهرمانی مانند هر ژانر سینمایی شروع و پایانی خواهد داشت. در یک دوران به اوج می رسند و بعد کم کم محو می شوند. اتفاقی که برای خیلی از ژانرهای سینمایی از جمله وسترن افتاد. کسی نیست که در عصر جدید فیلمِ ابرقهرمانی ندیده باشد؛ چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، با پدیده و جریانی روبرو هستیم که نقش مهمی در دنیای این روزهای سینمای جهان دارد. چه کسی فکرش را میکرد "ماروِِل" شرکتی که ده سال پیش در حالِ ورشکستگی بود امروز با ساخت این فیلم مرزهای فروش سینما را جابجا کند.


1.ماروِل

هفتاد سال پیش، داستانهایی تخیلی و جنایی در مجلات ارزان قیمت چاپ میشد که هدفشان جذب جوانان بود. کم کم با آمدن سینما و پیدایش تصویر، این داستانها جذابتر هم به نظر رسیدند. داستان های مُصور از اوایل دهه سی به طور جدی وارد عرصه مطبوعات شدند. به همین دلیل ناشرها بدنبال جذب استعدادها و ایده های نو میگشتند. بعد از دودهه موفقیت در دهه 50 موج این مجلات فروکش کرد. البته ظهور تلویزیون و تکراری شدن داستانها در این امر بی تاثیر نبود. خیلی از ناشران، ورشکست شدند و تنها شرکت DC باقی ماند. رقیب سنتی و دیرینه شرکت مارول. 

در نیمه دوم دهه 50 بود که مارول به مثابه ققنوس از خاکستر ناشران قدیمی ظهور کرد.به کمک افرادی مثل اِستن لی و جک کُربی کامیک های جدیدی وارد این صنعت شدند. نسل جدید کامیک ها به جای تکرار به سراغ الهام از دنیای بیرونی و مسائل روز رفتند. کامیک ها دوباره در حالِ جان گرفتن بودند. در دنیای جدید مارول، ابرقهرمانان تفاوتی با مردم نداشتند و فقط برحَسب اتفاق به قدرتی جدید دست پیدا کرده اند. دوران جدید این صنعت، دوران پیشتازی دی سی و مارول بود. دی سی به لطف سوپرمن، بتمن، زن شگفت انگیز، فلش و غیره _ و _ مارول هم با مرد عنکبوتیهالکمردآهنیثور و...  سرمایه گذاری روی کامیک ها و این دو شرکت روز به روز بیشتر میشد و تقاضا چندبرابر... مارول و دی سی با درنظرگرفتن چنین آماری بازار را از عناوین مختلف پُر کردند. حال با منطق عرضه و تقاضا کامیک ها به یکباره بی ارزش شدند. همین باعث شد تا سرمایه گذاران کم کم پولهایشان را خارج کنند.


2.ریسک بزرگ

 در سال 1996 زمانی که سرمایه گذاران پول های خود را از صنعت کُمیک خارج کردند، دو غولِ این عرصه مارول و دی سی به سمت ورشکستگی رفتند. مارول بعد از این اتفاق مجبور شد حق بعضی از شخصیت هایش را مثل مرد عنکبوتی، افراد ایکس و ... را به مزایده بُگذارد تا با ساخته شدن فیلمهایی درباره این شخصیت ها بتواند از ورشکستگی نجات پیدا کند. موفقیت فیلم های مردعنکبوتی و مردان ایکس سود سرشاری را نصیب شرکت های سونی و فاکس کرد، اما مارول بخاطر قراردادی که بسته بود سودی دریافت نمی کرد. مارول در حالی که نَفَس های آخرش را میکشید، شخصیت هایش در دستان دیگران در حال سوددهی بودند. چرا مارول خودش از این گنجینه استفاده نکند؟

 در سال 2005 مهمترین لحظه تاریخی و سرنوشت ساز شرکت رقم خورد. مارول تصمیم گرفت با قرار دادن چند تن از شخصیت هایش بعنوان ضمانتِ مبلغ 525 میلیون دلار وام دریافت کند تا بتواند استودیو مستقل مارول را تاسیس کند. هدف از این کار تولید فیلم از روی آثار خودِ شرکت بود. چرا دیگران باید از شخصیت هایی که استن لی و دیگران شب و روز برایشان زحمت کشیده بودند، پول دربیاورند؟ سه سال بعد اولین فیلم مارول بنام مرد آهنی متولد شد. 


3.آهسته و پیوسته

 وقتی میخواهید جهانی بزرگ خلق کنید با دنیاهای متفاوت و آدمهای متخلف، باید خیلی مواظب باشید مبادا غیرواقعی بودن این جهان مخاطب را پس بزند. پس باید جهانی منطبق بر دنیای واقعی خلق کنید با ویژگی های واقعی. حال ببینیم مارول  چگونه ما را با جهان خود آشنا می کند، بطوریکه برای ما باورپذیر و واقعی است. مارول ساخت دنیای خود را با ثور و هالک یا غیره انجام نمیدهد. این کار را با مرد آهنی شروع میکند. جهانِ مرد آهنی شبیه جهان خودمان است. اگر قرار بود با جهان های خیالی داستان نگهبانان کهکشان یا پلنگ سیاه اینکار را انجام دهد که اتفاقات سفر در فضا و مکان و زمان برایمان جذاب نمیشد. مارول دنیایش را با مرد آهنی و هالک شروع کرد و کم کم جهانش را گسترش داد. سال 2008 که مرد آهنی اکران می شود، جهانِ فیلم بسیار شبیه جهانِ واقعی همان سال است. جنگِ خاورمیانه. بحث های سیاسی. تکنولوژی و ... مارول با سیاست و درایت و گام به گام به خلق جهانش فکر کرد... شک نکنید از همان ابتدا میدانسته با کدام شخصیت شروع کند و کجا اونجرزها را بسازد.


4.شخصیت پردازی

 مهمترین نکته در درام و داستان، بحث شخصیت و شخصیت پردازی است. وقتی قرار است شخصیتی را طی چند سال و در چندین فیلم مُتوالی ببینیم، اهمیت این مورد بیشتر هم می شود و باید گفت مارول در این مورد هم موفق عمل کرده است. مارول به خوبی میداند تا شخصیت ساخته نشود و برای مخاطب سرنوشت این کاراکترها مهم نشود، ساختنِ فضا و جهان به هیچ دردی نخواهد خورد. برای درگیر کردن مخاطب باید مسیر منحنی همذات پنداری با کاراکتر به شکلِ درست انجام بگیرد و مخاطب در خنده و گریه و احساسات کاراکتر شریک شود. اینکه در اکثر فیلمها قهرمان شکست می خورد و در وضعیت دردناکی قرار می گیرد باعث میشود مخاطب ناخودآگاه همذات پنداری قویتری را در قبال شخصیت تجربه کند.

مهمترین نکته در مورد شخصیت بحث تغییر و تحول است. چگونگی رفتن از نقطه آ به نقطه ب. فرض می کنیم اینکار را در یک فیلم و با یک کاراکترِ مشخص به درستی انجام دادید. در فیلمهای بعدی چه می کنید؟ چگونه میشود این سیر تحول را حفظ کرد بطوریکه در هر فیلم این مسیر طی شود اما شخصیت همچنان در حالِ جلو رفتن باشد؟ اینجاست که هنر فیلمنامه نویسان مارول ظاهر میشود. آنها برای هر کدام از شخصیت ها مسیر متفاوت و تحول متفاوتی را انتخاب می کنند، بطوریکه هرکدام الگوی خاصی داشته باشند. الگویی منطبق بر خصایص عمیق انسانی. اعجاز بعدی جادوگران مارول در بحث شخصیت پردازی، اضافه کردن چاشنی طنز و کمدی به قصه است. حال میخواهد قصه مرد آهنی باشد یا مرد مورچه ای، ثور و هالک باشند یا نگهبانان کهکشان.


5.کوین فایگی

 نمی شود از مارول گفت و اسم این آدم را نیاورد. مغز متفکر و مردِ اول استودیو مارول. او کاری را در کنار فیلمها انجام میدهد که استن لی در کنار خلق کاراکترهای کمیک انجام داده بود. او تصمیماتی را در شرکت فیلمسازی گرفته که هیچکس در هیچ کمپانی نتوانسته اینکارها را انجام دهد. بلاشک اعتماد کردن به کارگردانای جوان یکی از همین تصمیمات بوده است. کارگردانان جوانی که سابقه چندان درخشانی نداشتند اما در مارول خوش درخشیدند. از برادران روسو گرفته تا تام میلرنتیجه این تصمیمات را میتوان هم در فروش فیلمها دید هم در نظر منتقدین خارجی. منتقدینی که بعد از هر اکرانِ فیلم جدید مارول، آنرا بهترین کار میدانند. حفظ کیفیت فیلمها طی سالیان متوالی کار راحتی نیست و این ثبات و پیشرفت هم مرهون سیاست های درست کوین فایگی است. 

شاید در فرصتی مناسب بشود دلایل بیشتری هم برای موفقیت های مارول پیدا کرد یا با نگاه جزئی تری به همین دلایل پرداخت. اما آنچه که مهم است چگونگی رسیدن از نقطه شکست به پیروزی است... سرنوشت مارول هم شبیه شخصیت هایش شده است... شکست میخورند و هربار پیروز می شوند. امید است بررسی موفقیت های شرکت هایی مثل مارول درسی باشد برای عزیزانِ مدیر و دست اندرکاران این هنر محبوب تا بتوانیم شاهد شکوفایی جوانان و هنرمندان بسیار با استعداد این مرز و بوم باشیم. یا حق

محمد کلاته ملایی 20 مرداد 1397


تیززی از آثار شرکت مارول را در ادامه ببینید









از اینکه سایت ما را انتخاب نموده اید خوشحالیم .ما سعی نموده ایم در این سایت به بررسی و نقد فیلم های روز دنیا و سینمای ایران بپردازیم که شما عزیزان می توانید با ما در تماس باشید .



ستاره ها ملاک خوبی و بدی آثار نیست. فقط نقد است که فیلمها را ارزیابی می کند.

ارسال بررسی


نام و نام خانوادگی:

سوال:

متن توضیحات:

جواب:در حال بررسی...

برو بالا
0px
نقد و بررسی