اشتراک گذاری
ورود منتفدین
یادداشتی  در باب سانسورهای سلیقه ای و سخنی با مسئولین

منتقد : محمد افشاری     (مشاهده پروفایل)



یادداشتی در باب سانسورهای سلیقه ای و سخنی با مسئولین

به نام خدا

محمد افشاری

دندانه های تیز سانسور

با قطعیت تمام می توان ادعا کرد که هیچ کشوری را نمی توان یافت که در زمینه ی بحث سانسور فیلم و اثرهنری کارنامه ای کاملا سفید داشته باشد. گرچه در این زمینه ادعاهای بسیار گفته و شنیده می شود، اما به طور قطع و یقین هر سیستمی شرایط و ضوابط خاص خود را دارد که با توجه به ویژگی ها و خط قرمزهای خود، آثار هنرمندان را از خط فیلتر عبور می دهد و آنها را گلچین می کند. اما باید اعتراف کرد که این مسئله در فرهنگ ها و ملیت های مختلف شدت و ضعف مختلفی دارد. تجربه نگارنده شاهد است که نگاه های ایدئولوژیک زده و افراطی و یکجانبه، بیشتر با مسئله ی سانسور انس و الفت داشته و کار را برای هنرمندان سخت و ناهموار می سازند. در کشور ما اغلب سانسورهای آثار سینمایی و مستند بر اساس یک دلیل عمده واقع می شوند وآن چیزی نیست جز فرار از واقعیت!

به عنوان مثال مدتی در جریان ساخت مستندی از سوی یکی از دوستان فیلمسازم بوده ام. مستندی من باب بحث شرایط اسف بار زندگی مردمِ یکی از محلات جنوب شهر تهران به همراه پرداخت های واقعی و ملموس از اعتیاد فراگیر، کودکان کار، نحوه ی تامل برانگیز ارتزاق برخی از خانواده ها و فساد سیستماتیک محل. اما مشاهده می شود فیلم مذکور رَه به جایی نمی برد. نه صداوسیما حاضر به پخش آن می شود و نه جشنواره های مختلف فیلم بارِ نمایش فیلم را به دوش می کشند. باید خاطرنشان کرد معضل سانسور به اثر مذکور منتهی نمی شود. وجود دارند تعداد بی شماری از آثار سینمایی و مستند فاخر که فقط و فقط به دلیل پرداخت به ناهنجاری ها و نابسامانی ها طعم گس و مسموم توقیف و سانسور را می چِشَند. خنده آور است و بسیار شگفت آور که در دوره ای که رسانه های مجازی و غیرمجازی دنیا را از یک دهکده نیز کوچک تر ساخته اند و اخبار رسمی و غیررسمی و تحلیل ها و نظرات و اندیشه های متنوع و متضاد را به انحا طرق به سمع و نظر افراد می رسانند، باز هم افرادی خود را به خواب زده و از حذف و ممنوعیت دَم می زنند. فی الواقع دیگر مسئله ای را نمی توان یافت که از نظر مردم پنهان بماند. اکثریت مردم اخبار ضدونقیض و راست و دروغ را شنیده و می بینند و با وجدان و فهم درونی شان حقیقت را از اقیانوس متلاطم جعلیات صِید می کنند.

شکی نیست که گسترش کَمیت و کیفیت مسئله ی سانسور در یک سیستم تنها باعث از بین رفتن و از دست دادن مخاطبین آن رسانه می شود و سود دیگری ندارد، وقتی مستمع کمترین شکی بر عدم حسن نیت گوینده پیدا کند و او را در هِیبت پنهان کاری و مصلحت بازی بی مورد تصور کند، به راحتی او را پس می زند تا فهم و شعور خود را از توهین مُبرا سازد. ناگفته نماند که نظر نگارنده بر حذف مطلق سانسور نیست. به هرحال هستند کسانی که در آثار خود مرزهای دین و اخلاق و عرف و فرهنگ مردم و خانواده ها را عمدا و یا سهوا نشانه روند. وجود دارند عده ای که با غَرض و مَرض از یک خلل و خرابی برداشت های ناجوانمردانه ای به جامعه القا کنند و نگاه افراط گونه ی سیاه نما خود را به رخ بکشند. نحوه ی برخورد با آثار این قُماش بحث مفصل دیگری است که از وَسع این یادداشت خارج است و باید درجای خود بدان پرداخت. اما تمام مسائل مذکور دلیل بر آن نیست که برخی، صرف سخن گفتن از فقر و اعتیاد و کودکان کار و دختران فراری و قاچاق و طلاق و خیانت و ربا و... را با چماق سیاه نمایی سرکوب کنند و هنرمندان دردمند را به بند بکشند و آنها را دچار ضررهای شدید مادی و معنوی کنند. این درست که خط جداکننده ی حقیقت و سیاه نمایی کمی باریک به نظر می آید و ممکن است عوام الناس غیرمتخصص را دچار تردید و اشتباه کند اما تشخیص این دو مقوله برای اهل فّن و نظر حقیقتا کار سختی نیست. اثری که بر مبنای حقیقت و نه سیاه نمایی بنا شده باشد، در پسِ تمام انتقادات و حملات خود، متبلور یک حس دلسوزی و خیرخواهی است. این نیک خواهی ارزش دارد و باید قدر و منزلت آن دانسته شود؛ اما می بینیم شرایط و نحوه برخورد در مواجهه با این گونه آثار و این قبیل هنرمندان به طور دیگری پیش می رود و تنها یک گزینه روی میز برخی مسئولین وجود دارد و آن هم سانسور است. مع الاسف دندانه های تیز سانسور در کشور ما به شدت زبانهای گویا را بریده و قلم های شیوا را با برچسب سیاه نمایی قلم می کند! و این جناب سانسور درک نمی کند که پاک کردن صورت مسئله ابداً به معنی عدم وجود آن نیست. بلکه فرار از واقعیت است و گول زدن خود، و نه دیگران است!

زیرا ما هرچقدر به کتمان مسائل بیندیشیم و آنها را به زعم خود در پشت پرده های ضخیم و سیاه مخفی کنیم، مردم جامعه به حقیقت واقعی جامعه واقف اند. زیرا آنها مشکلات را از دریچه ی اخبار متنوع دریافت می کنند و یا با پوست و گوشت خود حس شان می کنند و با آنها گریبان گیر هستند. بنابراین امروزه نمی توان مسئله را اختفا کرد و با زبان استتار از آن سخن گفت چراکه اگر در این زمینه موفقیتی هم حاصل آید به صورت گذرا و موسمی است و در نهایت نور حقیقت از روزنه های گوناگون بر اذهان خواهد تابید. قطعا تنها راه التیام بخشیدن به این زخم فرهنگی به وسیله مدیران فرهنگی صورت می گیرد. مسئولینی که با حسن ظن و سعه صدر و البته وسعت دید وارد شوند و هاله سیاه و نامحرمی که بین خود و مخاطبان هنر در حال جولان دادن است را از بین ببرند و تمام هَم و غَم خود را از انکار مشکلات به حل مشکلات تغییر دهند. در رویارویی با مخاطب صادقانه عمل کنند و سفید نمایی محض را از دستور کار خود خارج کنند و اجازه دهند تا هنرمند وظیفه ی آیینه گی کردن جامعه را بدون ترس و توقیف و توپ و تَشر برعهده بگیرد. که اگر این مهم صورت پذیرد قطعا تولیدات سیاه نما نیز به صورت خودکار کاهش می یابد و همگی شاهد تاثیر و تاثر و اعتماد متقابل بین مدیران و هنرمندان و مردم کوی و برزن می شویم. به امید آن روز! 

محمد افشاری - مهر 1397









از اینکه سایت ما را انتخاب نموده اید خوشحالیم .ما سعی نموده ایم در این سایت به بررسی و نقد فیلم های روز دنیا و سینمای ایران بپردازیم که شما عزیزان می توانید با ما در تماس باشید .



ستاره ها ملاک خوبی و بدی آثار نیست. فقط نقد است که فیلمها را ارزیابی می کند.

ارسال بررسی


برو بالا
0px
نقد و بررسی