اشتراک گذاری
ورود منتفدین
بازتاب موافق و مخالف به صحبتهای سیاسی لیلا حاتمی در نشست برلین

منتقد : محمد افشاری     (مشاهده پروفایل)



بازتاب موافق و مخالف به صحبتهای سیاسی لیلا حاتمی در نشست برلین

بِسمِ رَبِ المُستَضعَفین
✍️ محمد افشاری 
آیا"منافع ملی" می فهمید؟
 در ابتدای اَمر که به سُخنان خانم "لیلا حاتمی" گوش کردم، تصور کردم که وی در یکمیتینگ سیاسی در خارج از کشور به سر می برد... اما با دیدن چهره ی یکی از دودمانِ ابراهیمخان گلستان، جناب "مانی حقیقی" و دیگر دوستان، با آن ظاهرِ جشنواره پسند، متوجه شدم که خیر...اینجا کنفرانس خبری فیلم "خوک" در جشنواره فیلم برلین است...
 در دنیایی که جوامعِ مختلف، دستِ فردِ مُداخله جو در مسائل کشورشان را از فاصله ی صد کیلومتری، با ساطوری به نام "منافع ملی" قطع می کنند، اَنتلکتِ عزیز ما به مَُثابه یتیمِ ستم دیده ای که چشمش به ناجیانِ حقوق بشری افتاده است، دردِ دل از مردم کشورش می کند!...
 مَگر غیراین است که این غرب زدگان شبه مدرن، اُتوپیای خودشان را در غرب جستجو می کنند و آنها را اُسوه ی خود می دانند؟
 خُب آیا تا به حال هنرمندی را از همان دیارِ غربستان دیده اند که به صورت رسمی و بسیار شیک، مقابل دوربین های مختلف و تعداد زیادی خبرنگار، زیرآب کشورش را بزند؛ که اینها دومی اش باشند؟
 برای بازیگری که به اِدعای خودش، برای اولین بار است که، دادِ سخن از سیاست به سر می دهد و خودش را دلسوز مردمش جلوه می دهد...
 پس قطعا این اظهار فضل های روشنفکرمآبانه، مانند شهابی نبوده است که به صورت ضَربُ العَجلی با فکر ایشان برخورد کند!
مطمئنا ایشان با فکر و برنامه ریزی قبلی دست به این حرکت زده اند و در مورد جملاتِ گفته شده تاٌمل کرده اند ...(آن توپوق های ناشیانه را هم به حساب سخن گفتن به زبان غیرِفرانسوی می گذاریم!...) 
 دراینجا سوال مُهمی که مطرح می شود، این است که ایشان به چه هدفی این مسائل را ساخت و پرداخت کرده و با چه نیتی لب به سخن گشوده اند ...!؟
آیا می توان نامی جز "وادادگیِ مِلی" برآن نهاد؟ و بدتر از آن، تَضادی است که همیشه بین شعار و عملِ این جماعت برقرار است... به طوری که نعره ی "ایران" و "وطن" شان، گوش فَلک را کَر کرده- اما در چنین مواقعی به اندازه ی پَشیزی برای کشورشان ارزش قائل نمی شوند و با صحبتهای بی جهت، حقِِ دخالت و اظهارنظر را به افراد مقابل می دهند...
مگر نه اینکه جمع نقیضین محال است؟! بنابراین، نمی توان دَم از "ملت" و "ایران" زد ولی مَنافع ملی را به حَراج گذاشت...
 اما این عُشاقِ دروغینِ ایران، در مقابل دوربینِ خبرنگاران موذی و البته کاربلدی می نشینند که طبیعتا(خبرنگاران مذکور) باید از مسائل مربوط به فیلم و نقش بازیگرانِ آن، سوال کنند...
 اما با لَطایف الحیل از این روشنفکرانِ ساده دلِ ایرانی، جواب مسائل سیاسی را طلب می کنند...
 و اینها هم که مُنتظر یک جَرقه هستند... تا گُر بگیرند... و نقش اُپوزیسونِ دلسوز را در پشت بلند گو بازی کنند...
و جنابانِ خبرنگار هم در دِلِشان به ریشِ اینان بخندند و شاد و سَرمَست، از اینکه به هدفشان رسیده اند، آنها را با تکان دادنِ ظاهری سر، تایید کنند...
باری...
پرداختن به این موضوع بیش از این ارزش ندارد...
نه ارزش گرفته شدنِ وقت نگارنده، نه ارزش وقتِ خواننده....
اما در کلام آخر، 
باید عنوان کرد که این رفتار خانم حاتمی، انسان را به یاد آن پِسرکی می اندازد که هیچ زمانی به مَکتب نمی رفت به جز جمعه ها!..
 چِقدر خوب بود جنابِ ایشان که به قول خودشان، تا قبل از این اظهارنظر، زبانشان هرگز لفظ سیاست را تلفظ نکرده است. اگر انتقادی هم به برخی مسائل داشتند، در وَطن و خاک خودشان و با مردم و مسئولینِ خودشان مطرح می کردند تا به قول معروف برادریشان را ثابت کنند...
 تا حداقل بتوان کمی بر اِدعای دردمندی و حسِ مسئولیت پذیری ایشان نسبت به سرنوشت کشور، صحه گذاشت...
والاسلام...

محمد افشاری ۴ اسفند ۹۶




بازتاب دوم

✍️ نیلوفر حکّاکی
انسانم آرزوست...
یادداشتی درباره‌ی واکنشهای قهرآمیز در باب صحبتهای لیلاحاتمی درباره‌ی اعتراضات سراسری ایران در خارج از کشور:
گویا کسانی که درکی از جان و مال و وقت و نسل انسانها ندارند و یک مفهوم تخیلی به اسم "امنیت ملی" که آن را هم ندارند! برای خودشان تراشیده‌اند و آن را علم کرده و بر سر و صورت دیگران می‌کوبند، از اینکه لیلا حاتمی آن صحبتهای اعتراض‌آمیز را در آن نشست خارجی بیان کرده است؛ بسیار ناراحتند.
 اینها را باید باخبر ساخت که شما قبل از صحبتهای لیلا حاتمی و لیلا حاتمی‌ها در خارج از کشور، امنیت ملی و آبرو نداشتید. گویا نمی‌دانند! امنیت ملی و امنیت ملت زمانی به خطر افتاد که حکومت ایران را تحت نفوذ انگلیس و آمریکا تغییر دادند و یک حکومت نوپا با ساختار مجهول و نامعلوم، ایدئولوژی زده، با وضعیت ناپایدار و افراد بدون سواد سیاسی و اجرایی بر کشور با زور حاکم شد و حتی به پرچم کشور تعرض کرد. در واقع همه‌ی ما گروگان گرفته شده‌ایم اما خداراشکر که امنیت داریم!
 پرده‌دری کردن و به قول مانا نیستانی از مسائل اندرونی گفتن در فرهنگ ما همواره نکوهیده بوده‌ است اما پوشانندگی و دندان سر جگر گذاشتن به شرطی است که نپوسد و خونابه جاری نشود و چرکین نگردد. گاهی برای درمان یک درد از تیغ و چاقو و دریدگی و قساوت قلب استفاده می‌شود. گاهی در وسط کوچه داد زدن و از درد گفتن موثر است. گاهی یک زخم باید در هوای آزاد و آفتاب باشد تا درمان شود نه اینکه پوشیده گردد. کسی که در یک خانه زجر می‌کشد و توسط سایر اعضای خانواده اذیت می‌شود و زوری برای سامان دادن وضعیت خود ندارد نباید به خاطر مطرح کردن اوضاعش با افراد خارج از خانه و حتی طلبیدن کمک، سرزنش شود بلکه باید کسانی سرزنش شوند که او را به آن روز انداخته‌اند که برود در حضور بیگانه شکایت بکند! اما از آنجایی که دوستان ما نه تنها زورشان بلکه برحسب میزان منفعت و مذهب مشترک با بالادستی‌ها، شعورشان هم به اعتراض و اشاره با انگشت به اشخاص اصلی مسبب اوضاع ایران در یادداشتها و صداهایشان نمی‌رسد؛ برای لیلا حاتمی یاوه می‌نویسند.
 این همان منطقی است که موضوع فیلم "خانه‌ی دختر" را سانسور می‌کند چون در آن فیلم هم پدری به دختر خودش متعرض می‌شود و چه کسی نزدیکتر از پدر انسان به انسان؟ اینگونه افراد حتما می‌پندارند که اگر دختری چنین پدری داشته باشد که از نظر ایشان بعید است! ولی اگر چنین پدری وجود داشته باشد پس ایرادی ندارد که با دخترش هرچه خواست کند چون آن دختر هم همانند خود اوست و ژنهای او را به ارث برده است بنابراین هر بلایی می‌خواهند در چهارچوب خانه بر سر هم بیاورند و ایرادی ندارد اما به بیرون از خانه درز نکند که قبح آن ریخته نشود! چنین تفکر فاشیستی ای چه می‌فهمد انسان چیست و دغدغه‌های آن چیست؟ چنین تفکر فاشیستی ای چه درکی از مفهوم انسان و وقت کم او و آزادی او برای تصمیم و زندگی دارد؟ اصلا زندگی، لذت و عشق در یک منطق فاشیستی معنا می‌شود یا تنها مایه‌ی ریشخند و انتقاد است؟
مسئله‌ی مرز و وطن که دوستان سعی می‌کنند آن را بسیار برجسته برای خودشان نشان دهند و عبارت امنیت ملی را ببلعند و نشخوار کنند و نمایش وطن دوستی بدهند و بقیه را بی ‌وطن معرفی ‌کنند برای انتشار یک خبر در جهانی که امروز به یک دهکده‌ی کوچک تبدیل شده‌است بسیار ترحم‌برانگیز است! اگر ذره‌ای هوش و عقل در سر داشته باشیم متوجه می‌شویم که در خارج از ایران یا هر کُجای جهان درباره‌ی ظلمهایی که فاشیسم برما روا داشته است صحبت کنیم ابدا ترس نیست بلکه عین شجاعت است و اگر به خاطر این صحبتها قرار باشد با لیلا حاتمی برخوردی شود فرقی نمی‌کند که او در کدام سوی مرزها این حرفها را زده باشد پس ترسی نداشته است و گفتنی را گفته است چه آنکه اگر در نشست داخل کشور هم این حرفها را می‌زد تمام دنیا متوجه آن ‌می‌شدند و باز "امنیت ملی گوها" به، به خطر افتادن امنیت ملی اشاره می‌کردند و فریاد واسلاما سر می‌دادند! که اگر من بودم احتمالا چه در داخل و چه در خارج، جرئت نمی‌کردم؛ آن حرفها را از آن تریبونها بزنم. شاید دوستان متوجه نباشند اما امروزه داخل، خارج و توییتر، همه برای مطرح کردن آرگومانها و اعتراضات در سرتاسر دنیا کار می‌کنند و مرزها در انتشار وقایع و صحبتها و اعتراضها بی‌‌اثر است و الان هم حکومت کاملا متوجه صحبتهای خانم حاتمی شده است پس این را هم نمی‌توانید بگویید که حاتمی صرفای برای پز و سواستفاده از موقعیت و به دست آوردن جایگاه این کار را کرده است چون به قدر کافی تهدید برای او بوده و هست.
 لیلا حاتمی بازیگر است اما تنها یک بازیگر نیست. تریبون دارد. می‌تواند صدای خیلی‌ها یا دست کم صدای خودش به عنوان مادر دو فرزند ایرانی باشد که شما داعیه‌ی به خطر افتادن امنیت ملی شان را دارید. آیا آنها جزو ملت ایران نیستند و به خطر افتادن امنیتشان را تشخیص نمی‌دهند و فقط شمایید که توانسته‌اید به مقام رفیع تشخیص برسید؟ یا "ملی" چیز دیگریست؟ نکند ملی و ملت شماهایید و ما را برای امتحان شما آفریده‌اند؟ یا ملی مخالف ملت است شاید؟
خوب است بدانید آنچه که در مورد آن صحبت می‌کنید در واقع و در عمل امنیت حکومت است نه امنیت ملی که درون ذهن شماست. آنها از ما نیستند و ما با آنها نیستیم. تنها افرادی نسبت به صحبتهای لیلا حاتمی واکنشهای قهرآمیزی دارند که از حکومتند و امنیتشان به راستی متزلزل گشته است.
 آقای محمد افشاری و دیگر پیغمبران عرصه‌ی نقد لطف کنید و اگر نوشته‌ای هم در مورد آن جوانان کارگری دارید که در زندان به جرم به خطر انداختن امنیت ملی و همکاری با ام.آی.سیکس و سی.آی.ای - که رفقای گرمابه و گلستان حکومتی ها هستند – خودکشی شدند در این سایت یا در جاهای دیگر قرار دهید که ما بخوانیم و شما را بهتر بفهمیم؛ اگر هم ندارید وای بر شما که خون بی‌گناه را رها کرده‌اید و برای صحبتهای لیلا حاتمی، بازیگر سرشناس ایرانی، جوابیه و مزخرف می‌پراکنید. شاید هم آن کارگرها خیلی خطر جدی برای امنیت ملی بوده‌اند و همان بهتر که اعدام شده‌اند. نه؟ اصلا چطور است که هر کس در مخالفت شدید با حکومت صحبت کرد را اعدام کنند چون خطر ساقط شدن حکومت مرکزی و در پی آن تجزیه، ایران را تهدید می‌کند؟ تشخیص شدت و رقت مخالفت را هم بگذاریم بر عهده‌ی سلیقه‌ی جلاد، خوب است؟
 این اولویتهای شماست که موضع شمارا در قبال چنین موضوعاتی مشخص می‌کند و در برابر واژه‌ی مادر که در این متن به کار بردم وشاید بعضی از شما به آن پوزخند زدید.
نیلوفر حکاکی - اسفند 1396









از اینکه سایت ما را انتخاب نموده اید خوشحالیم .ما سعی نموده ایم در این سایت به بررسی و نقد فیلم های روز دنیا و سینمای ایران بپردازیم که شما عزیزان می توانید با ما در تماس باشید .



ستاره ها ملاک خوبی و بدی آثار نیست. فقط نقد است که فیلمها را ارزیابی می کند.

ارسال بررسی


نام و نام خانوادگی:

سوال:

متن توضیحات:

جواب:در حال بررسی...

برو بالا
0px
نقد و بررسی